نشریه دیده بیدار - 2
نشریه دیده بیدار - 2
سلام![]()
امروز می خوام نشریات شماره 10 و 11 دیده بیدار رو با هم مروری داشته باشیم؛ اما قبل از اون، باز هم چند نکته:
1- سید علی افتخاری عزیز
گفته که "جای خیلی از دوستان توی وبلاگ خالیه" و همچنین گفتن که "بعضی از دوستان هم که نظر میذارن، ناشناسن! بهتره اگه از همون جمع قدیمی بسیج هستن یه خورده واضح تر معرفی بشن(در صورت امکان) که بقیه دوستان هم بشناسن" مورد اول رو که بارها متذکر شدیم ولی خوب میل با دوستان هست، اگه بیان خیلی خوشحال میشیم
، در مورد دوم هم کاملا موافقم، البته اگه نمی خوان کامل خودشون رو معرفی کنن حداقل یه نشونه ای بدن که ما بدونیم کی هستن، بابا دیگه دوره ریا گذشته
، اگه از بَچی اَلِ دانشگاه زیرتُل هستید
، بگید یا حداقل نشونه ای بدید.
2- خانم رضوان(2 بار) و یه نفر دیگه با نام مستعار "عاشق ولایت" سراغ سید داود و ادامه مطلب سحابی رو گرفته بودن، ما در این زمینه سکوت می کنیم البته از نوع وحدت بخشش
.
۳- ایمیل وبلاگ هم این هستش : dideyebidar1376@yahoo.com
و اما ادامه مطلب:
در قسمت قبل گفتم که نشریه دیده بیدار به نظر بنده سه دوره تحول رو طی کرد که به دوره اولش که شماره های 1 تا 7 می شد به صورت گذرا اشاره کردم. در دوره تحول دوم که با شماره 8 نشریه شروع میشه ما شاهد تغییرات بسیار وسیعی بودیم که عبارتند از:
- نشریه از حالت بروشوری خارج و حالت نشریه رسمی به خود گرفت
؛
- تغییر زمان انتشار از هفتگی به دوهفته یک بار
؛
- تعیین و معرفی صاحب امتیاز(بسیج دانشجویی دانشگاه یاسوج و بعدها سید داود)، سردبیر(احمد خادمی) و نویسندگان در صفحه داخل جلد
؛

- افزایش تدریجی تعداد صفحات تا 30 صفحه
؛
...
موارد فوق مهم ترین تغییرات ظاهری نشریه بودند؛ علاوه بر این، تغییرات کیفی نشریه بسیار وسیع تر بود؛ پرداختن به مسائل روز کشور، مشکلات دانشگاه و دانشجویان، انتقاد و بررسی عملکرد مسوولین دانشگاه، مباحث عقیدتی و ... همه و همه دست به دست هم دادند تا نشریه دیده بیدار رو به روز با کیفیت تر منتشر شود.
در شکل زیر، تصویر جلد نشریه شماره 10 دیده بیدار را می توانید ببینید:

این شماره که در تاریخ 15 اسفند 1377 منتشر شد، با "سخن اول" سردبیر ( احمد جون
) شروع میشه، در صفحه دوم به بهانه حضور دکتر "میلی منفرد" معاون دانشجویی وزارت آموزش عالی در دانشگاه یاسوج ، مطلبی در خصوص مظلوم واقع شدن آموزش عالی در استان چاپ شده و در پایان این مطلب هم این پاراگراف با فونت برجسته به چشم می خوره که:
" ما این بازدید را امیدوار کننده می بینیم و امیدواریم با حضور بیشتر مسوولین به خصوص سید محمد خاتمی ریاست محترم جمهوری، چهره فقر در همه زمینه ها به خصوص عرصه فرهنگی در این استان غنی، زدوده شود."
ادبیات این مطلب بهش میاد که ادبیات احمد خادمی باشه
.
در صفحه آخر نشریه، لیست همکاران و نویسندگان این شماره اومده که عبارتند از :
برادران: مجید حیدری – رضا پیکری – نادر حسینی – محمدرضا خالقی فر ( خودمم
) – مسلم زارع (البته از نوع دکترش
) – موسی زرین (البته از نوع دانشجوی دکترا
) – سید فرجام پیامبری – محمد علی فریدونی
خواهران : ناصری – حاج هاشمی
در نشریه شماره 11 دیده بیدار که در شکل زیر، تصویر جلد اون اومده، روند شکیل تر شدن نشریه رو می بینید:

این شماره که در اول اردیبهشت ماه 1378 منتشر شد، با "سخن اول" سردبیر (احمد جون
"هشتم اردیبهشت را به روز جوان اختصاص داده اند، ما نیز به تبع همه مسوولین از جوان و جوانان حمایت می کنیم و از این نام چون پیراهن عثمان در هر موقعیت استفاده می کنیم اما چون دیگران، اصل قضیه یعنی جوانان را به فراموشی می سپاریم!!!"![]()
(بهتون گفتم که آدم حال می کنه
وقتی نوشته های احمد رو می خونه)
در صفحه سوم نشریه با آقای رضا پیکری(دانشجوی رشته مکانیک) در خصوص اوضاع بالکان مصاحبه ای صورت گرفته
(رضا پیکری تا جایی که یادمه خوب تحلیل می کرد گاهی تا یه ساعت برات حرف می زد جوری که خودت می گفتی بابا خسته شدم
)
در صفحه چهارم و پنجم مطلبی از سید علی افتخاری با عنوان "سال 78 سال امام خمینی(ره)" ، در صفحات 6 و 7 مصاحبه فرضی دیده بیدار با مقام معظم رهبری به قلم نادر حسینی ، صفحه 8 و 9 مطالب علمی "زمان چیست" و "این طبیعت شگفت انگیز" به همت دکتر مسلم چاپ شده
در صفحه 15 مطلبی در خصوص فراماسونری توسط خانم ناصری، در صفحات 16 و 17 صهیونیسم و فلسطین توسط محمدرضا خالقی فر (این که خودمم
)، در صفحه 18 تا 22 از مهدی احمدی
که اون موقع تازه تو جمعمون وارد شده بود و بعدها سردبیر نشریه دیده بیدار شد "تحلیلی درباره نهضت آزادی" چاپ شده بود.
در صفحه آخر این شماره هم مطلبی از احمد خادمی با عنوان "ظهور نزدیک است" چاپ شده که توجه تون رو به پاراگراف اول و آخرش جلب می کنم:
"بغض در گلو داریم و اشک در چشمان، نمی دانم چه بر سر دنیا می خواهد بیاید، مگر فراگیر شدن ظلم و ستم یعنی چگونه شدن؟ دنیا به بن بست رسیده است، این عالم منجی می خواهد و چه نجات دهنده ای بهتر از گل نرگس.
...
...
برادر و خواهر شیعه عصر ظهور نزدیک است با آبرو زندگی کن، برادر و خواهر مسوول ظهور نزدیک است شرمنده ولی عصر نشوید، برادر و خواهر شیعه زمینه ساز ظهور حضرت حجت باشید چه بسا طبق پیش بینی ها و حتی اعتقاد غربیان و احادیث و روایات، ما ظهور را به چشم ببینیم. پس برادر و خواهر شیعه امام عصر(عج) را از خود راضی نگه دار"
دوباره می گم آدم حال می کنه با ادبیات احمد، پاراگراف آخر خیلی به دل می شینه، احمد یادته این مطلب؟
الان 12 سال و دو ماه از تاریخ انتشار این شماره می گذره
، باورتون میشه؟
یادش بخیر![]()
ان شاءالله در قسمت بعد، شماره 12 دیده بیدار رو مورد بررسی قرار می دم، اگه از بچه ها کسی خاطره ای در خصوص نشریه دیده بیدار داره اگه از بچه های نویسنده وبلاگ هست خوب خودش تو وبلاگ درجش کنه در غیر این صورت حتما به ایمیل وبلاگ بفرسته تا درجش کنم.
امیدوارم خوشتون اومده باشه(به خصوص دکتر مسلم که دیروز شاکی بود
)، نظر یادتون نره
راستی خیلی وقته از مصطفی 76 خبری نیست؟!! هستی مصطفی؟![]()
ادامه دارد...
یا علی