مقاله : ریاضیات آسانتر از علوم انسانی

واقعیت این است که در عصر امروز که بلوغ و نشاط رسانه های الکتونیکی است اخبار و روایت های بسیار اطراف ما را احاطه کرده است به گونه ای که پیدا نمودن مسیر درست را کاری دشوار ساخته و غبار ابهام در حوزه مباحث اجتماعی نمود پیدا کرده است . اما عقل سلیم و ذهن خلّاق و اندیشمند با تعقل و تدبّر می تواند روشنی راه را دریابد و اسیر توهّمات و فرضیات باطل نشود  . اساساً خداوند باری تعالی یکی از اهداف خلقت انسان را در قرآن آزمایش و ابتلا بیان می کند که «  لَنَبْلُوَنّکُمْ اَیُّکُمْ اَحْسَنَ عَمَلاً » . تا شما را بیازمائیم که چه کسانی اعمال نیکو انجام می دهند .و قطعاً این آزمون و امتحان که نتیجه ای حسّاس در سعادت و شقاوت انسان دارد آزمونی فوق العاده مهم است که نمی توان نتایج آن را نادیده گرفت . اکنون که بشر امروزی در طی چند قرن اخیر در حوزه علوم طبیعی و ریاضی پیشرفت شایانی نموده است و مع الاسف این علوم رحجان ویژه ای بر علوم انسانی یافته اندصرف نظر از آنکه پیشرفت علوم فوق الذکر لازمه طبیعی پیشرفت های امروزه بوده اما نامطلوب است که سایه سنگین آن بر دیگر علوم انسانی و حوزه اجتماعی باعث شده که جوان امروز گمان می بُرد ریاضیات وفیزیک بر منطق و الهیات و فلسفه برتری دارد . یا حداقل انکه اینگونه مطرح می شود که علوم انسانی به چه کار می آیند.

البته اینجانب در مقام قضاوت برای برتری شاخه های علمی بر یکدیگر نیستم و خود نیز کارشناس ریاضیات محض  هستم . اما براین باورم که نباید بعضی رشته های  علمی در جامعه ارزش شوند وبرخی دیگر نادیده انگاشته شوند . و اینکه اساساً ریاضیات سرشار از منطق است گمانی درستی است اما نکته قابل توجه  اینجاست که مخاطبین این مقوله دقت کنند که ریاضیات و علوم مهندسی ، که براساس قوانین و فرمول های مدون و قضایای اثبات شده عمل می کند علوم ساده و روان و قابل فهم و اثبات هستند و سلایق و نظرهای شخصی دخلی بر روابط آنها ندارد .به طور مثال قظیه ی فیثاغورس که قرنها قبل از میلاد مسیح بیان واثبات گردید ، اگرچه تاکنون بیش از ۳۰۰ اثبات متفاوت دارد اماماهیت ان تغییر نکرده است .برخلاف تصور و ترس بسیاری از دانش آموزان ریاضی گریز .که خواننده شیرینی و حلاوت آن را در می یابد ودر صورت درک آن اگرچه ممکن است اثبات بعضی مطالب طولانی باشد اما به معنی سخت بودن آن نیست . الته برخی مفاهیم ریاضی ـ فیزیک و مهندسی ممکن است در حال تغییر باشند اما بسیاری از اصول موضوعه ریاضیات ثابت و تغییر ناپذیر است . خواننده محترم مقصود نگارنده را اینگونه برداشت کند که ریاضیات ، مجموعه علوم نظری ریاضی و مهندسی امروزه ، براساس قوانین منظم و قابل اثبات استوار است و درک ان برای کسانی که در آن تفکر می کنند در سطوح مختلف اعم از دبستان تا دانشگاه ساده است و کمتر کسی در آن اشکال ماهیتی می کند . در حالی که علوم انسانی بسیار پراکنده  ، وسیع و توام بانظرات متفاوت است و اجماع براصول آن کاری آسان نیست .در این حوزه ، مکاتب و نظریه های متفاوت وجود دارند که تمرکز برمطالب ان آسان نیست . به طور مثال قضیه ای مانند قضیه فیثاغورس در دریاضیات در مباحث اجتماعی یافت نمی شود که اگراز ۳۰۰راه متفاوت اثبات شود در همه شاخه های ان اعم از مکاتب ، دین ها ، گروه ها ، سلایق  و ذهن های نظری به یک پاسخ منتهی شود و دراشتراکات موجود، هرکس به گونه ای آنرا تفسیر می کند .به طور خلاصه:

 هرکس در حوزه علوم انسانی مجنهد و صاحب  رساله است و یا تئورسینی است که میتواند هر بحث و مسئله ای راتئوریزه کند

 و این شیوه ای نادرست است . چراکه مباحث علوم انسانی اگرچه تئوری هستند و از منظرهای متفاوت می توان به آن نگریست و باروح و روان و تفکر انسان ها در ارتباط است اما دلیلی ندارد که هرکس در این زمینه خود را متخصص بداند . پس راز رسالت انبیاء چیست ؟ آیادر طول اعصار بشریت نیازمند هدایت پیامبران الهی نبوده اند ؟

اکنون اینگونه مطالب خود را دسته بندی می کنم تا به نتایج مفید برسیم .

۱- علوم ریاضیات و مهندسی بر اساس قوانین موضوعه خود ساده و قابل درک اند و سلایق و نظرات شخصی ،ماهیت آنرا تغییر نمی دهد مگر آنکه با استدلال خلاف آن اثبات شود .

۲- علوم  انسانی ، حوزه ای وسیع و گسترده دارد و اگرچه مباحثی منطقی است اما بدلیل گستردگی آن و ارتباط با نظرات شخصی و نفسانی ،تفسیر های متفاوت دارد .

۳-اگر بتوانیم اصول موضوعه ساده و قابل اثباتی را در حوزه علوم اجتماعی مطرح کنیم مانند علوم ریاضی ، همگرایی بر مباحث آن امکان پذیر خواهد بود .

۴- مباحث علوم انسانی بر سرنوشت وسعادت انسان تاثیر مستقیم دارد . و جوان مسلمان شیعه امروز باید به منطق و استدلال در این حوزه نظری مسلط باشد و اگر می خواهد مهندس یاپزشک شود ویا اگر هست بایستی بداند علوم ساده ای را فراگرفته است که البته مطلوب است امازیبنده آن است که متعهد به آرمانهای اسلام باشد . واین کار جز با تفکر در اصول موضوعه علوم انسانی امکان پذیر نیست .

۵-ویرایش جدیدی در اعتقادات مسلمانی خود در قالب منطق ریاضی ارائه  کنیم و اصول مدونی را مطرح و برخی قضایا را اثبات کنیم تا جوان مسلمان دانای امروز انقلاب اسلامی ما علاوه بر دانش آسان مهندسی امروز ، مهندس علوم اسلامی باشد وهمه کسانی که بر مطلب مطرحه اتفاق نظر پیدا کنند ، بحث کردن را بر پایه منطق خواهند دانست البته این موضوع قابل ذکر است که قرآن واحادیث ائمه ، اساسی ترین اصول موضوعه موجود هستند که متاسفانه نتوانستیم برداشت های درست از آنرا به عنوان فصل الخطاب مباحث قرار دهیم .