دوستان سلام
از مشارکت در بحث موضوعی دردناک متشکرم . اینبار از نقطه ضعفی دیگر در سیستم بوراکراسی اداری و دیوانسالاری موجود کشور می خواهم سخن بگویم و آن ضعف مدیریت است . البته این ضعف در سیستم اجرایی کشور مطلق نیست اما در یک بررسی اجمالی چندان راضی کننده نیز نمی باشد . در این موضوع اول مقصر نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی هستند و بعد دیگران . چرا ؟
به نکات زیر دقت کنید :
۱- مسئولیت یک امانت است که به فرموده ائمه ما اگر فردی لایق تر از ما در مسئولیتی وجود دارد حرام است این بار امانت را بدوش کشیم .
۲- چگونه مسئولان انتخاب می شوند ؟ به عبارتی به سفارش کدام ناحیه قدرتمند به کار گماشته می شوند ؟ فرایند انتخاب مسئولان در اکثر موارد دوستانه رابطه گرایانه و غیر اصولی است .
۳- وقتی تخصص در جامعه ما چندان محلی از اعراب نداشته باشد و تعهد را بتوان تظاهر کرد افراد زیادی در جامعه ما هستند که به فکر امانتداری بیت المال مسلمین باشند و با سفارش دوست نماینده خود یا دوست دوست وکیلان و مسئولان یا حتی آنطرفتر مسئولیتی را بعهده گرفته و در راه رضای خدا ادای وظیفه کنند .
۴- سیستم مربیگری در فوتبال ما قانونمندتر از سیستم جاری کشور است . تا مربی درجات مربیگری را از ابتدا نپیماید مربی لیگ برتر نمی تواند باشد پس از آن اگر در چهار پنج بازی نتیجه لازم نگیرد باید بدست خود میدان را خالی کند و اعتراف به ناتوانی کند . خدا و کیلی اگر سیستم انتخاب مسئولین در همه حوزه های تخصص و تعهد و ... اینطوری بود مشکل مدیریت داشتیم ؟
۵- چرا مجلس تن به چنین سیستمی نمی دهد ؟ پاسخ آن آشکار است اصلا او نماینده شده تا نمایندگان خود را در بخشهای دولتی و خصوصی بگمارد و ادای تکلیف الهی کند . - منهای نمایندگان دلسوز و مخلص -
آنوقت انتظار داریم مردم عادی به جمهوری اسلامی اشکال نکنند و هر نقدی این چنینی را مقابله با نظام و... تلقی می کنیم .
۶- وقتی آقای کارمندخاص می تواند به هر دلیلی مسئول شود تا حدود یک ملیون حق مدیریت - کمتر یا بیشتر - بگیرد و ساعات اضافه کار و پاداشها و مدیریت ها را مقسم شود خدا و کیلی چرا تشنه خدمت به مردم نشود . ؟
راه حل : مجلس تصویب کند انتخاب هر مسئول در هر رده مدیریتی بخشهای مختلف بسته به طی کردن تجربه و دانش گام به گام است که در طی سالهای ارتقاء نمره قابل قبول بگیرد . به زبان ساده تر همان مربی لیگ برتر را مرور کنید . یعنی اینکه آقای از راه رسیده یک دفعه وزیر و استاندار و فرماندار و مدیر کل نشود .
مثال دیگر کسی بتواند عهده دار وزارت آموزش و پرورش شود که ابتدا معلم بوده مدیر مدرسه بوده سپس ارتقاء پیدا کرده و رییس آموزش و پرورش شهرستان و سپس استان شده و در وزارت مدیر کل بوده و .... و در طی این سالها مدیریت او تحت نظارتی عالی نمره الف گرفته و در ابعاد سلامت نفس - ویژگیهای اخلاقی - مقبول باشد . و وقتی نوبت انتخاب وزیر مربوطه شده یکدفعه سر و کله مش قنبر و کا غلام و مهندس نفت و دکتر بیهوشی و رییس ستاد انتخاباتی فلانی و ... برای تصدی آن وزارت مهم پیدا نشود و فقط تعداد محدودی که درجه مربیگری آ دارند روی میز انتخاب باشد .
حرفها در این بحث بسیار است و روزهای آتی نظراتی بکری خواهیم شنید اما قبل لز آن اعتراف می کنم
که مسلمانم شیعه هستم ولایت فقیه را قبول دارم جریان انحرافی را محکوم می کنم و ....
و هیچ مطلبی را مطلق نگفته ام و منکر خدمات مخلصانه بی نظیر مسئولین نظام و نمایندگان دلسوز نیستم .