الشعب یرید اسقاط اسرائیل

 

دیشب شاهد بودیم که چگونه عقده های فرو خورده مردم مصر سر باز کرد و سفارت اسرائیل را به آتش کشید.

 این رویداد بزرگ و بشارت دهنده واقعا جای تبریک دارد.

صدای شما: آیا دولت ها حق دارند برای حفظ امنیت دسترسی به اینترنت را محدود کنند؟

تیتر بالا عنوان نظر سنجی تازه سایت بی بی سی است با متن زیر:

---------------------------------------------------------------------------

در پی ناآرامی های اخیر در بریتانیا، پلیس لندن اعلام کرد که برخی از شرکت کنندگان دراین ناآرامی ها از شبکه های اجتماعی از طریق فیس بوک یا توئیتر و همچنین شبکه اجتماعی موبایل های بلک بری برای سازماندهی شورش های اخیر استفاده کرده بودند. به دنبال مطرح شدن این مساله در رسانه ها و دستگیری برخی از این افراد، دولت بریتانیا اعلام کرد امکان و لزوم قطع یا کنترل اینترنت و شبکه های اجتماعی در ناآرامی های احتمالی آینده را مورد بررسی قرار خواهد داد.

به نظر شما شبکه های اجتماعی در سازماندهی شورش های بریتانیا چقدر نقش داشتند؟ فکر می کنید آیا در ناآرامی های احتمالی آینده، دولت بریتانیا باید بر شبکه های اجتماعی اینترنتی نظارت کند و در صورت لزوم برای دسترسی به این سایت ها محدودیت ایجاد کند؟ به نظر شما اگر کسی در فیس بوک مردم را برای حمله به جایی دعوت کند، باید جلوی استفاده او از فیس بوک یا نشر حرفش را گرفت؟

کنترل راه های اطلاع رسانی و شبکه های اجتماعی اینترنتی در هنگام اعتراضات و ناآرامی ها در کشورهای دیگری مثل سوریه، لیبی، مصر و ایران تجربه شده است. در ایران، برخی سایت ها، وبلاگ ها و شبکه های اجتماعی اینترنتی فیلتر هستند و فعالان اینترنتی مخالف دولت ایران می گویند این محدودیت ها در هنگام اعتراض ها و ناآرامی ها در ایران شدت می گیرد. برخی از فعالان اینترنتی مخالف ایران هم در سال های اخیر دستگیر و به زندان محکوم شده اند. دولت ایران اغلب جرم این افراد را اقدام علیه امنیت ملی و تشویش اذهان عمومی و تشویق به ارتکاب جرم و خرابکاری ذکر می کند.

آیا به نظر شما دولت ها حق دارند به بهانه حفظ امنیت، دسترسی به اینترنت و شبکه های اجتماعی مانند فیسبوک و توییتر را محدود کنند؟ آیا هنگامی که امنیت اجتماعی در خطر است می توان آزادی بیان را محدود کرد؟ مرز بین حفظ امنیت و آزادی بیان از نظر شما کجاست؟

----------------------------------------------------------------

در ادامه متن هم بخشی از نظرات خوانندگان می آید:

ادامه نوشته

الهم فک کل اسیر

 

دیروز کار قذافی بیمار روانی هم به پایان رسید.  مردم مظلوم لیبی سرانجام پس از ماهها مجاهدت به پیروزی رسیدند.

 از هم اکنون دست به دعا بر می داریم و منتظریم که خبری از اسیر مظلوم مکتب تشیع به دست آوریم. در خبر ها بارها بر زنده بودن امام موسی صدر تاکید شده است. شاید همین امروز فردا خبری از سلامت او به ما برسد.

چقدر شادمان خواهیم شد.

 

طرح یک پرسش

 طرح یک پرسش

چند وقتی است که یک سری پرسش ذهنم را مشغول کرده است:

ویژگی های حکومت امام عصر چگونه است؟

سوالاتی مثل نوع حکومت، تضارب آراء و اندیشه ها، نحوه تعامل مردم با خودشان و با حکام، وضعیت حجاب (!) و ...

اگر گروهی پیدا شدند و در عمل و در نظر با امام عصر مخالف بودند چه برخوردی با آنها می شود؟

وضعیت استفاده از تکنولوژی به کجا ختم می شود؟

و ...

اگر برخی از دوستان تا کنون به این سوالات فکر نموده اند و نظری دارند با بنده در میان بگذارند.  

سوریه

این روزها در سوریه خیلی خبر هاست که در ایران زیاد به آن پرداخته نمی شود. از بس که جو زده جریانات آخر الزمانی هستم ،  می خواهم از دوستان خواهش کنم که اگر جایی دیده اند که در مورد شام یا همان سوریه چه پیش بینی هایی شده بنویسند.

خاطره از فرنگ

خاطره از فرنگ

یکی دوبار بار رفته ام در مراسم نماز جمعه دانشجویان مرکز تحقیقاتی که در آن هستم شرکت کرده ام. امام جماعت هم یکی از دانشجویان  بسیار مومن مصری است.

تا حالا شده اما جماعتتون آستین کوتاه بپوشه و انگلیسی خطبه بخونه؟!!

بچه هایی که می آیند شاید از ده بیست کشور دنیا باشند و اغلب سنی اند.  یکی دوبار که رفته ام بدون مهر نماز می خوانم البته امام جماعت هم معمولا حدیثی از یکی از ائمه خودمون می گوید.

واقعا حضور در میان قشر فهمیده اهل تسنن دیدگاه انسان را نسبت به برخی مسائل عوض می کند. واقعا کسانی که بر  طبل اختلاف می کوبند چقدر نفهمند.  چقدر جالب است برادرانه در کنار هم زیستن.

تجربه بسیار لذت بخشی است.

گاها اشک در چشمان انسان حلقه می زند: خدایا وضعیت مسلمانان را روز به روز بهتر کن

از زبان کودک سیاه پوست (نقل از سایت های دیگر)

  از زبان کودک سیاه پوست

وقتی به دنیا میام، سیاهم، وقتی بزرگ میشم، سیاهم، وقتی میرم زیر آفتاب، سیاهم، وقتی می ترسم، سیاهم، وقتی مریض میشم، سیاهم، وقتی می میرم، هنوزم سیاهم... و تو، آدم سفید، وقتی به دنیا میای، صورتی ای، وقتی بزرگ میشی، سفیدی، وقتی میری زیر آفتاب، قرمزی، وقتی سردت میشه، آبی ای، وقتی می ترسی، زردی، وقتی مریض میشی، سبزی، و وقتی می میری، خاكستری ای... و تو به من میگی رنگین پوست؟؟؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این شعر كاندیدای شعر برگزیده سال ۲۰۰۵ شده. توسط یك كودك آفریقایی نوشته شده و استدلال شگفت انگیزی دارد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

حادثه اسلو

حادثه اسلو

دیدن عکس  کشته های بی گناه حادثه اسلو قلب هر انسانی را به درد می آورد. حادثه ای که توسط یک دیوانه افراطی صورت گرفته و تا کنون حدود صد کشته داشته است.

نمی دانم آیا عکسی از عراق، افغانستان و یا فلسطین برای اینها چاپ می شود؟

آیا خبر دارند در آنجا چه می گذرد ؟

یا همه خبر ها در اسلو است ...

آیا اصلا خبر می خوانند و یا فقط اخبار فوتبال و هواشناسی را چک می کنند برای تفریح آخر هفته

نمی دانم ...

فقط می دانم خون اینها از مال ما رنگین تر است 

به روی چشم ...

به روی چشم ...

به دلیلی که در ذیل می آید تصمیم گرفته ام همیشه با خودم کتاب داشته باشم و هر جایی مثل اتوبوس، مطب پزشک، ایستگاه اتوبوس، صف نانوایی و ... کتاب را از کیفم در بیاورم و بخوانم.

فقط یک نکته:

در دیار فرنگ کتاب ها از کاغذهای کاهی درست شده اند. این کار باعث می شود که کتاب فوق العاده سبک و همچنین ارزان تر باشد. همچنین کتاب ها را در قطع کوچک چاپ می کنند که باعث می شود حمل آن هم راحت باشد. کتاب های با کیفیت بالا بیشتر در کتابخانه ها استفاده می شوند.   

و اما دلیل:

پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خاطره‌ای از ایشان را در در مورد اهتمام به كتابخوانی منتشر کرد:

من توقعم اين است كه مردم ما كتابخوانى را جدى بگيرند. البته جمعى از مردم جدى مى‌گيرند؛ اما همه اين طور نيستند. من مى‌خواهم خواهشى از مردم بكنم و آن اين است: كسانى كه وقتهاى ضايع‌شونده‌اى دارند؛ مثلا به اتوبوس يا تاكسى سوار مى‌شوند، يا سوار وسيله‌ى نقليه‌ى خودشان هستند و ديگرى ماشين را مى‌راند، يا در جاهايى مثل مطب پزشك در حال انتظار به سر مى‌برند و به‌هرحال اوقاتى را در حال انتظار به بى‌كارى مى‌گذرانند، در تمام اين ساعات، كتاب بخوانند. كتاب در كيف يا جيب خود داشته باشند و در اتوبوس كه نشستند، كتاب را باز كنند و بخوانند. وقتى هم به مقصد رسيدند، نشانه‌اى لاى كتاب بگذارند و باز در فرصت يا فرصتهاى بعدى آن را باز كنند و از همان جا بخوانند.

بنده خودم چند جلد قطور از يك عنوان كتاب را در اتوبوس خواندم! البته قضيه مربوط به قبل از انقلاب است كه چند روزى براى انجام كارى از مشهد به تهران آمده بودم. بنا به دلايلى نمى‌خواهم اسم كتاب را بگويم. وضعيت و فضاى اتوبوسهاى آن روزگار براى ما خيلى آزار دهنده بود و نمى‌توانستيم تحمل كنيم. دلم مى‌خواست سرم پايين باشد و خواندن كتاب در چنين وضعيتى بهترين كار بود. ساعتى را كه به اين حالت مى‌گذراندم احساس نمى‌كردم ضايع مى‌شود. آن وقتها تقريبا يك ساعت طول مى‌كشيد تا آدم با اتوبوس از جايى به جاى ديگر مى‌رفت. بعضى وقتها اين جابجايى كمتر يا بيشتر هم طول مى‌كشيد. به‌هرحال چنين يك ساعتهايى را احساس نمى‌كردم كه ضايع مى‌شود؛ چون كتاب مى‌خواندم.

شیهو عبدالسلام

 شیهو عبدالسلام

در این مطلب کوتاه قصد بیان خاطره جالبی از دیار کفر دارم

در مرکز تحقیقاتی عبدالسلام در ایتالیا با جوانی آشنا شده ام به نام شیهو عبدالسلام که اهل نیجریه است. او در اینجا محقق فوق دکتری است و دکتری اش در دانشگاه کمبریج بوده است. شیهو شیعه است. البته از نوع واقعی اش. نه مثل امثال من شیعه الکی. از اون شیعیان عشق ایرانه که جدیدا از ایران زن هم گرفته 

جوانی بسیار مومن و خوش اخلاق که شاید نمونه اش را بتوان در آدم های جنگ پیدا کرد. خلاصه یک حزب اللهی به تمام معنا   

مدتی هم ایران بوده و در قم درس طلبگی خوانده، همین باعث شده بتواند فارسی هم صحبت کند.

خودش می گفت ماجرای زن گرفتنش داستان داره و کمک امام رضا بوده

قراره یه روز بریم رو سرش خراب بشیم

پیشنهاد برای سایت

با سلام خدمت دوستان

به نظرم سایت دارد کم کم راه می افتد. البته شاید شش ماه دیگه به نقطه مطلوب هم برسد. تا حالا بد نیست اگه دوستان پیشنهادی در بهتر شدن سایت دارند بنویسند. یکی از نقاطی که ما باید به آن برسیم افزایش تعداد بازدید کنندگان در روز است. برای این منظور باید کیفیت مطالب بهتر و دایره نویسندگان آن بزرگتر شود. از تجربیات جدید نوشتن و بسنده نکردن به گذشته می تواند یک پیشنهاد باشد. و یا وارد کردن دانشجویان جدید به جرگه نویسندگان.

آیا امکان دارد هر ماه صد نفر به تعداد بازدید کنندگان اضافه شود؟

واقعا باید همت کرد و حاجی را تنها نگذاشت. پیش به سوی نوشتن. بد نیست اگر دوستان، دوستان علاقه مند به نوشتن را سراغ دارند، معرفی کنند.

معرفی کتاب

رضا امیرخانی اخیرا کتاب جدیدی نوشته به نام جانستان کابلستان. این کتاب ماجرای سفر کوتاه او به افغانستان در سال گذشته است. کتاب جذاب و خواندنی است و همانطور که انتظار می رفت کتاب او فروش خوبی داشته و در نمایشگاه امسال برای خرید آن صف تشکیل شده بود.

خواندن این کتاب را به دوستان توصیه می کنم.

با یک جستجوی ساده در اینترنت می توانید اطلاعات بیشتری در مورد کتاب و نویسنده به دست آورید.