تدبر در آیات 191 الی 194 سوره آل عمران

دوستان عزیز انشالله این آیات را با تدبر و تفسیرهای موجود حتما بخوانند.

از امام صادق (ع ) روایت شده است " اگر برای کسی کار مهمی پیش آمد ، پنج با ربنا بگوید خداوند گره از کار او می گشاید . سوال شد چگونه ربنا گفته شود ؟ فرمود این آیات ( ۱۹۱ الی ۱۹۴ ) را که مشتمل بر پنج " ربنا " است بخواند زیرا خداوند به دنبال این آیات وعده استجابت داده است : فاستجاب لهم ربهم .

از حضرت علی ( علی السلام ) روایت شده است که " هرگاه رسول اکرم (ص) به نماز شب برمی خاست به آسمان نگاه می کرد و این آیات پنج گانه را تلاوت می فرمود "

 

تصویر کدام شهید بر دیوار اتاق رهبر انقلاب است

حمید داودآبادی در خاطره خود می‌گوید: آقا در بین صحبت هایش فرمود: «تصویر شهیدی در اتاق من هست که بسیار زیباست و خیلی به آن علاقه دارم.» وقتی پرسیدم متعلق به کدام شهید است؟ ایشان فرمود که نامش را نمی دانم

 

تصویر شهید هادی ثنایی‌مقدم
 
 
به گزارش فارس، حمید داودآبادی نویسنده و وبلاگ نویس عرصه دفاع مقدس در جدیدترین مطلب زیبایی که در وبلاگ خود به نگارش در آورده به ذکر خاطره‌ای از دیدارش با رهبر انقلاب اشاره کرده که در ادامه آن را می‌خوانید:
ادامه نوشته

لباس مورد علاقه شیطان

در آیه 26 سوره اعراف خداوند بیان می‌دارد که پوشش و پوشاندن کار اوست، ولی برهنگی و برهنه کردن کار شیطان است.

 به گزارش  فارس، ماه رمضان فرصتی دوباره است تا انسان به مصحف آسمانی نگاهی دوباره داشته باشد تا علاوه بر قرائت روزانه قرآن کریم، با دقت بیشتری به بیان و اهداف آیات توجه کند. پس چه نیکوست در ماه مهمانی خدا، هر روز دقایقی را با قرآن و تفسیر حجت‌الاسلام والمسلمین محسن قرائتی از آن سپری کنیم.

  * لباس در قرآن

 «یَا بَنِی آدَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَیْکُمْ لِبَاسًا یُوَارِی سَوْءَاتِکُمْ وَرِیشًا وَلِبَاسُ التَّقْوَىَ ذَلِکَ خَیْرٌ ذَلِکَ مِنْ آیَاتِ اللّهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ»

 ای فرزندان آدم! همانا بر شما لباسی فرو فرستادیم تا هم زشتی (برهنگی) شما را بپوشاند و هم زیوری باشد، و(لی) لباس تقوا همانا بهتر است، آن، از نشانه‌های خداست، باشد که آنان پند گیرند (و متذکر شوند). (اعراف، 26)

 *پیام‌های آیه 

 متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید ....

ادامه نوشته

آقازاده اي كه به جاي خارج رفتن، ماند و شهيد شد

آقازاده اي كه به جاي خارج رفتن، ماند و شهيد شد

 


۲. زيارت اهل قبور/ فاتحه اي نثار آيت الله بهاءالديني

عيادت امام زمان(عج) از مرجعي كه به توصیه رهبر انقلاب عمل کرد

 
۳. نقل محفل/ داستانكي از مصطفي انصافي

قنادی شادی


۴. يك فنجان شعر/ شعري از عليرضا قزوه براي مسلمانان ميانمار

برادر دوقلوي خانم كلينتون


۵. يه حبه قند/ طنزي درباره گراني

واژه نامه نوين گراني


متن کامل مطالب فوق را در ادامه مطلب بخوانید ...

ادامه نوشته

به‌ خدا گفتم‎ نامردي اگر شهيدم‌ كني!

به‌خداگفتم‎نامردي اگرشهيدم‌كني!
زيردوشكاي‌عراقي مجبورم كردند جوك‌ بگويم

مگر كسي كه خاطراتش را در  800 صفحه (آن هم با فونت ريز!) منتشر كرده است هنوز حرف نزده‌اي دارد؟ بقيه را نمي دانم اما حميد داوودآبادي حتما دارد. يك ساعتي در دفتر سايت ساجد مهمانش بوديم و گفتيم و شنيديم. داوودآبادي بي تعارف و خيلي صميمانه گفت كه از خدا خواسته شهيد نشود تا چيزهايي را كه ديده است روايت كند. مي گفت حالا كه به سايت و وبلاگ و كتاب‌هايم نگاه مي‌كنم انگار خدا مي گويد بيا، شهيدت نكردم، حالا ببينم چه مي كني. مهمان دومين «باشگاه چانه زني» رجا نيوز خيلي دوست داشتني بود. تا از نزديك نبينيدش باور نمي‌كنيد!

 

چرا شهيد نشديد؟

...

متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید...

ادامه نوشته

بعد از غذا هفت کار ممنوع!

در میهمانی ها هنوز غذا تمام نشده چای جلوی میهمان می گذاریم چای می تواند محیط معده را اسیدی کند و تأثیر منفی بر مواد معدنی معده بگذارد بعد از غذا مایعات با نیم ساعت تا یک ساعت فاصله مصرف شود
از نظر خیلی ها غذا خوردن در کنار خانواده در زندگی شلوغ امروزی کار لذت بخشی است و نه تنها ساعات زیبای را می آفریند بلکه قدمی به سوی زندگی سالم به حساب می آید فراموش نکنید که ساعات غذا خوردن اهمیت زیادی دارد ولی بسیاری از ما عادات اشتباهی داریم که بعد از غذا به آن می پردازیم ولی باید از انجام آن صرف نظر کنیم: 
ادامه نوشته

راز انگشت و انگشتری که سالم مانده بود


در منطقه عملیاتی «والفجر4» پیکر شهیدی را پیدا کردیم که تمام بدنش اسکلت شده بود اما یکی از انگشتانش که در آن انگشتر بود، کاملاً سالم مانده بود، وقتی خاک‌های روى عقیق انگشتر او را پاک کردیم، دیدیم روى آن نوشته شده بود «حسین جانم».

 یکی از اعضای گروه تفحص شهدا روایت کرده است: چند روزى مى‌شد اطراف منطقه کانى‌مانگا در غرب کشور کار مى‌کردیم و مشغول تفحص پیکر شهداى عملیات «والفجر 4» بودیم.
 
اواسط سال 71 بود. از دور متوجه پیکر شهیدى داخل یکى از سنگرها شدیم، سریع رفتیم جلو، همان طور که داخل سنگر نشسته بود، ظاهراً تیر یا ترکش به او اصابت کرده و شهید شده بود. 
 
خواستیم بدنش را جمع کنیم و داخل کیسه بگذاریم، بعد از لحظاتی در کمال حیرت دیدیم انگشت وسط دست راست این شهید کاملا سالم مانده است؛ یعنی در حالی که همه بدن او اسکلت شده بود این انگشت سالم و گوشتی مانده بود.
 
کمی که دقت کردیم دیدیم داخل این انگشت شهید انگشتری است؛ همه بچه‌ها دور پیکر شهید جمع شدند. خاک‌هاى روى عقیق انگشتر را که پاک کردیم، صدای ناله و فغان بچه‌ها بلند شد؛ روى عقیق آن انگشتر حک شده بود «حسین جانم».

نظر رهبر معظم انقلاب در خصوص دکتر شریعتی

 نظر رهبر معظم انقلاب در خصوص دکتر شریعتی

 رهبر معظم انقلاب در مصاحبه‌اي با روزنامه كيهان كه در پنجمين سال درگذشت مرحوم شريعتي انجام شده است، مي‌فرمايد: به‌خلاف آنچه گفته مي‌شود، شريعتي نه فقط ضد روحاني نبود، بلكه عميقاً مؤمن و معتقد به رسالت روحانيت بود، او مي‌گفت كه روحانيت يك ضرورت است.
 
حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، در پنجمين سال درگذشت علي شريعتي، در مصاحبه با روزنامه كيهان به بررسي آرا و انديشه‌هاي شريعتي و ابعاد شخصيتي وي پرداختند. اين مصاحبه در 30 خرداد 1360 انجام شده است.

* با توجه به اينكه شما با دكتر شريعتي سابقه صميميت دوستي داشتيد و با او از نزديك آشنا بوديد، آيا تمايل داريد درمورد چهره و شخصيت او با ما مصاحبه كنيد؟

مطلب کامل را در ادامه متن بخوانید ...

ادامه نوشته

روایت سردار صفوی از برخورد اخیر سپاه با ناوهواپیمابر آمریکایی در تنگه هرمز

روایت سردار صفوی از برخورد اخیر سپاه با ناوهواپیمابر آمریکایی در تنگه هرمز

دستیار و مشاور عالی فرمانده معظم کل قوا ضمن تشریح برخورد اخیر سپاه با ناوگان آمریکا در تنگه هرمز گفت: اشراف اطلاعاتی سپاه به حدی است که حتی بی سر و صداترین رزمایش رژیم صهیونیستی در فلسطین اشغالی نیز تحت رصد کامل ما انجام شد.

 سردار سرلشکر سید یحیی صفوی دستیار و مشاور عالی فرمانده معظم کل قوا در خصوص سطح توان نظامی کشورهای فرامنطقه ای در اطراف ایران اظهار داشت: درباره همه تحرکات نظامی رژیم صهیونیستی، از جمله مانورهای مشترک این رژیم با ناتو در دریای مدیترانه و ایتالیا و پروازهای طولانی و حتی نوع هواپیماهای استفاده شده در این مانورها، حرکت ناوهای آنها و همینطور همه تحرکات نظامی آمریکا از مدیترانه تا خلیج فارس، عراق کشورهای عربی، مانند تمرکز آنها در کویت، قطر، بحرین، و امارات متحده، اشراف اطلاعات کاملی داریم.
 
* سپاه رزمایش محرمانه اسراییل در فلسطین اشغالی را کاملا رصد کرد ...
 
مطلب کامل را در ادامه متن بخوانید... 
ادامه نوشته

عکسخند

عکسخند
 

 

 

اعتراضات جنبش اشغال در ایتالیا به خشونت گرایید

بدون شرح!

بررسی استعفای مطهری در صحن علنی مجلس

بیست و سومین جشنواره تئاتر منطقه 6 کشور

ترافیک روان تهران

داستان تکراری آبگرفتگی در تهران

در حاشیه استقبال مردم بیرجند از احمدی‌نژاد

شاهکاری با تخم مرغ

گفت و گوی علی لاریجانی و سید شمس الدین حسینی وزیر اقتصاد

نمایشگاه مطبوعات

شرایط عجیب یک خانم برای ازدواج

شرایط عجیب یک خانم برای ازدواج !!

یکی از تازه‌ترین استفتائات از آیت‌الله مکارم شیرازی سوال خانمی است که نظر آیت‌الله مکارم شیرازی را را نسبت به شروط مورد علاقه او برای عقد ازدواج جویا شده است.

به گزارش قانون، این خانم، شروط را در اینترنت دیده است و پس از مشورت با دوستان خود، آن را با خواستگار خود هم مطرح نموده است اما پس از موافقت خواستگار با این شروط، محضردار از تایید این شروط و ثبت عقد ازدواج خودداری کرده است.متن سوال این خانم و پاسخ آیت الله مکارم شیرازی چنین است:

بنده از اینترنت شرایطی را در مورد ازدواج دیدم که خیلی خوب و عادلانه هم بود و من از آنها پرینت گرفتم و به دوستانم هم نشان دادم و آنها هم تایید کردند که شرایط بسیار خوبی است و می‌تواند برای دختری که قصد ازدواج دارد بسیار مفید باشد برای همین با خواستگارم مطرح کردم و او هم پذیرفت ولی وقتی رفتیم محضر، محضردار که یک روحانی هم بود گفت اکثر این‌ها شرایط خلاف شرع هستند و به درد نمی‌خورند و حتی به تمسخر گفتند که شاید هر کس این‌ها را نوشته قصد دست انداختن خانم‌ها را داشته است، من خیلی ناراحت شدم.

واقعاً همین مسایل است که باعث می‌شود ما جوان‌ها دین‌گریز شویم. چرا نباید به شرایط مورد توافق طرفین احترام قایل شد؟

من شرایط را هم برایتان ارسال می‌کنم و از شما خواهش دارم که مرا راهنمایی فرمایید.

از لطف شما هم ممنونم
 

1-زوج به زوجه وکالت بلاعزل با حق توکیل به غیر داد تا زوجه در هر زمانی که بخواهد از جانب زوج اقدام به متارکه کرده و خود را از علقه زوجیت رها سازد به هر طریق اعم از بذل یا اخذ مهریه.

2-زوج به زوجه وکالت بلا عزل داد تا هر زمان خواست مهریه را به هر میزان که خواست افزایش دهد.

3- زوجه اجازه دارد هر زمان اراده نمود به خارج از کشور مسافرت نموده و نیازی به اجازه مجدد زوج نباشد چه برای اخذ یا تمدید یا تجدید گذرنامه و این اجازه دائمی است.

4- زوجه حق ادامه تحصیل را تا هر مرحله‌ای که لازم بداند خواهد داشت در هر مکان و محلی که ایجاب کند .

5- زوج، زوجه را در انتخاب هر شغلی که مایل باشد و در هر محلی که صلاح بداند مخیر می‌نماید.

6- زوج مکلف است هنگام جدایی اعم از اینکه متارکه به درخواست زوج باشد یا به درخواست زوجه، کلیه دارایی خود را اعم از منقول و غیر منقول و وجوه نقدی بلا عوض به زوجه منتقل نماید.

7- حق انتخاب مسکن و تعیین کشور و شهر یا محل آن با زوجه خواهد بود.

8- حضانت فرزندان بعد از طلاق مطلقاً با زوجه خواهد بود و در صورت خروج از کشور نیز نیازی به اذن پدر نخواهد بود.

9-اختیار زمان بچه‌دار شدن مطلقاً در اختیار زوجه خواهد بود.

10-نزدیکی و تمکین در اختیار زوجه بوده و هر زمان که اراده نمود زوج مکلف به همبستری با زوجه خواهد بود.

11-اگر احیاناً تقاضای همبستری از سوی زوج باشد زوج باید قبلاً مبلغی (که از سوی زوجه تعیین می شود) به شماره حساب زوجه واریز نماید با این حال زوجه در نزدیکی مخیر بوده و این امر موجد هیچ حقی هم برای زوج نخواهد بود.

12-زوج به هیچ عنوان حق طلاق زوجه را نخواهد داشت.

13-زوج پس از متارکه به هیچ عنوان حق ازدواج را نخواهد داشت اعم از نکاح دائم یا نکاح منقطع.
14-زوجه هر وقت مصلحت بداند می تواند زوج را تنبیه بدنی نماید و زوج حق هر گونه اعتراض بعدی را در این خصوص از خود سلب و ساقط  می نماید.

15-زوج مکلف به انجام کلیه کارهای منزل بوده و در موقع جدایی نیز حق درخواست اجرت المثل را از این حیث نخواهد داشت.

16-زوجه هر گونه که مقتضی و صلاح بداند در برقراری ارتباط با دیگران مخیر بوده و زوج حق هر گونه اعتراض بعدی را از خود سلب و ساقط می‌نماید.

17-درخصوص تربیت اولاد زوجه هر گونه صلاح بداند اقدام خواهد نمود و زوج حق دخالت در این خصوص را نخواهد داشت.

18-ریاست خانواده با زوجه خواهد بود.

19-زوجه شرط نمود که زوج ضمن اطاعت کامل از زوجه از والدین ایشان نیز تبعیت کامل داشته باشد.

20-زوجه شرط نمود عند اللزوم نفقه والدین ایشان نیز با زوج باشد.

21-حق رجوع بعد از طلاق با زوجه خواهد بود.

22-نفقه زوجه علاوه بر مصادیق قانونی که عبارت از تهیه مسکن و البسه و خوراک و هزینه های بهداشتی و دارویی می‌باشد شامل کلیه تفریحات زوجه نیز از قبیل مسافرت خارج از کشور و غیره خواهد بود و میزان نفقه نیز توسط زوجه بدون لحاظ کردن وضعیت مالی زوج تعیین خواهد شد.

پاسخ آیت‌الله مکارم شیرازی:

فکر می‌کنیم آنچه نوشته‌اید، منظورتان مزاح و شوخی بوده. هیچ برده‌ای هم در دوران بردگی دارای چنین محدودیتی نبوده و اگر زوجی را پیدا کنید که زیر بار این شرایط برود حتما باید او را به طبیب روانی معرفی کنید.

ناگهان چه قدر زود...

به مناسبت 8 آبان سالگرد پرواز همیشگی قیصر امین پور

از قول حجت الاسلام اشراقي -پدر همسر قیصر-  نقل شده است که وقتي عقد قيصر و خانمش را خواندند، بانگ اذان ظهر طنين انداز شد. قيصر از سر سفره عقد بلند شد و رفت تا نمازش را بخواند و بعد تذکر دادند: «از کساني استعانت بجوييم و بخواهيم که قيصر را مدد کنند که خودشان مرد الهي باشند!» وقتی قیصر برگشت، آقای اشراقی به او گفت: «ما افتخار می‌کنیم شما كه این‎قدر مقید و مذهبی هستید، داماد ما بشوید.»

وقتی خدا دختری به او بخشید، نامش را به نشانه‌ی استجابت دعایش، «آیه» گذاشت.

در دانشکده‌ی ادبیات و به گفته خودش در روزگاری که همه خود را به نحوی به او نشان می‌دادند، عاشق متفاوت بودن "زیبا اشراقی" می‌شود و با او ازدواج می‌کند. قیصر شعر زیر را در همان دوران برای همسرش می‌سراید:

من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغاز عالم تو را دوست دارم
چه شب ها من وآسمان تا دم صبح
سرودیم نم نم: تو را دوست دارم
نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی!
من ای حس مبهم تو را دوست دارم
سلامی صمیمی تر از غم ندیدم
به اندازه‌ی غم تو را دوست دارم
بیا تا صدا از دل سنگ خیزد
بگوییم با هم: تو را دوست دارم
جهان یک دهان شد هم آواز با ما:
تو را دوست دارم، تو را دوست دارم

قیصر اما عشق دیگری هم داشت که حتی گاهی برایش شعر می‌سرود. مانند شعر زیر... امام خمینی عشق قیصر بود.

لبخند تو خلاصه‌ی خوبیهاست
لختی بخند، خنده‌ی گل زیباست
پیشانیت تنفس یک صبح است
صبحی که انتــــهای شب یلداست
در چشمت از حضور کبوترهـا
هر لحظه مثل صحن حرم غوغاست
رنگین کــمان عشق اهورایــی
از پشت شیشه‌ی دل تـــــو پیــداست
فریاد تـــو تــلاطم یک طوفان
آرامشت تلاوت یک دریـــــاست
با ما بدون فاصلــه صحبت کن
ای آن که ارتفاع تـو دور از ماست

 یادش گرامی ، روحش شاد ....

مهمترین عوامل کمردرد و راه‌هاي پيشگيري و علاج

مهمترین عوامل کمردرد و راه‌هاي پيشگيري و علاج

یک عضوانجمن جامعه جراحان دست و ارتوپدی ایران با بیان اینکه « در اکثر موارد مهمترین علت کمردرد استرس های فیزیکی ، استرس های محیط کار و استرس های روحی است.» تاکید کرد:« چنانچه این استرس ها تقلیل پیدا کند و کنترل شود کمردرد نیز کنترل خواهد شد.»

دکتر سید محسن سعادت جو در گفت و گو با سلامت نیوز گفت:« کمر درد بیماری بسیار شایعی در گروه های سنی میانسالی است که حتی ممکن است برخی افراد در گروه های سنی پایین تر نیز به آن مبتلا شوند.

در اکثر موارد مهمترین علت کمردرد را ناشی از عوامل بدپوزیشن و استرس های محیط کار و یا استرس های محیط زندگی تلقی کرده اند که بهترین نحوه پیشگیری از بروز آن غلبه بر استرس های فیزیکی و یا استرس های محیط کار و استرس های روحی بوده و  چنانچه این استرس ها تقلیل پیدا کند و کنترل شود کمردرد نیز کنترل خواهد شد.»

وی درخصوص نقش ماساژدرمانی در بهبود کمردرد گفت:«حرکات صحیح ماساژ می تواند مواردی از کمردرد را که ناشی از اسپاسم عضلات یا اسپاسم ناحیه ستون فقرات است کاهش دهد.

گرمادرمانی نیز در کاهش کمردرد موثراست گرچه برخی معتقد به سرمادرمانی نیزهستند.»

این فوق تخصص جراحی ترمیمی و میکروسکوپی دست و پا خاطرنشان کرد:« افراد سعی کنند از استرس های روحی و فیزیکی محیط کار و یا استرس هایی که به هنگام نشستن و برخاستن و رانندگی به آنها وارد می شود را کاهش دهند بنابراین باید گفت اصلاح شرایط روحی و روانی و فیزیکی فرد به هنگام خواب و بیداری و نشستن و برخاستن و راه رفتن یکی از موثرترین روش های کاهش کمر درد محسوب می شود.

اگر فردی سیگار استعمال می کند ترک سیگار به تقلیل کمردرد کمک خواهد کرد همچنین افرادی که مبتلا به افسردگی هستند با درمان افسردگی می توانند کمردرد را کنترل کنند.»

وی افزود:«افراد از حرکات ناگهانی و شدید به صورت خم شدن یا چرخش کمر، بلند کردن اجسام سنگین و غیرمتعارف و ازایستادن در پوزیشن غیرصحیح و ممتد خودداری کنند و سطحی که به هنگام خواب و استراحت بر روی آن می خوابند سفت و غیر قابل ارتجاع باشد همچنین به هنگام رانندگی سعی کنند زاویه نشیمنگاه را با پشت بر روی زاویه 90 درجه نگه دارند.

 با رعایت این موارد می توانیم بگوییم افراد در بسیاری از موارد حتی نیازی به درمان های پزشکی نخواهند داشت.»

بازیگر نقش اول این فیلم برای همیشه از دیدن پسرش محروم شد!

بازیگر نقش اول این فیلم برای همیشه از دیدن پسرش محروم شد!
 
 

خبرنامه دانشجویان ایران: سینمای ضد صهیونیست همچون دیگر ژانرهای خاصی که عموما مورد بی‌توجهی و غفلت واقع می‌شوند، در سال‌های اخیر مورد بی‌مهری مسئولان فرهنگی قرار گرفته است و شاهد حمایت خاصی از این آثار نبوده‌ایم. این امر با توجه به داعیه‌دار بودن ایران در مقابله با صهیونیست و جهانی شدن این رویکرد باعث تعجب است و به نظر می‌رسد تاثیر شگرفی که یک اثر هنری فراتر از ده‌ها سخنرانی و مقاله و سمینار می‌تواند بر مخاطبان ایجاد کند، به فراموشی سپرده شده است.

 
از جمله این آثار "شکارچی شنبه" ساخته پرویز شیخ‌طادی است که شیوه تولید و نامشخص بودن زمان اکران آن حاکی از این امر است که مسئولان فرهنگی حمایت از آثار را صرف مراحل ساخت و تولید آن‌ها می‌دانند. این فیلم که در سال 1388 تولید شده، پس از 2 سال توسط موسسه پخش فیلم جبرائیل در سینماهای مختلف کشور در حال اکران است.
 
  یکی از نکات جالب در این فیلم از خود گذشتگی علی نصیریان برای پذیرش نقش اصلی این فیلم است.
 
مطلب کامل را در ادامه متن بخوانید ...
ادامه نوشته

متن طرح استیضاح وزیر اقتصاد+اسامی امضاکنندگان

متن طرح استیضاح وزیر اقتصاد+اسامی امضاکنندگان

۲۲ نفر از نمایندگان مجلس طرح استیضاح وزیر امور اقتصادی و دارایی را در ۴بند برای طرح در صحن علنی مجلس شورای اسلامی، تقدیم هیئت رئیسه کردند.

به گزارش فارس، طرح استیضاح سیدشمس‌الدین حسینی وزیر امور اقتصادی و دارایی با ۲۲ امضا تقدیم هیئت رئیسه مجلس شد. 
 
متن این استیضاح به شرح ذیل است: 
برادر ارجمند جناب آقای دکتر علی لاریجانی 
رئیس محترم مجلس شورای اسلامی 
 
سلام علیکم؛
به استناد مواد ۲۱۹ و ۲۲۰ قانون آیین‌نامه داخلی مجلس و به دلایل زیر تقاضای استیضاح آقای دکتر حسینی وزیر امور اقتصادی و دارایی را تقدیم می‌کنیم: 
 
- عدم اجرا، اجرای ناقص و یا نقض احکام قانونی مربوط به وظایفی که نسبت به بانک‌ها و نهادهای پولی و مالی داشته است.
 
- نصب افراد به سمت‌های مهم، بدون آنکه صلاحیت یا اهلیت لازم را داشته باشند.
 
- عدم نظارت بر کارکرد بانک‌ها به عنوان نماینده سهام دولت به رغم هشدارهای نهادهای نظارتی.
 
- عدم مقاومت در برابر اعمال نفوذ مقامات اجرایی.
 
اسامی امضاکنندگان طرح استیضاح وزیر اقتصاد به شرح ذیل است: 
۱- حجت‌الاسلام مرتضی آقاتهرانی نماینده تهران 
۲- سیدعلی ادیانی‌راد نماینده قائمشهر 
۳- عزیز اکبریان نماینده کرج
۴- حجت‌الاسلام سیدرضا اکرمی نماینده تهران 
۵- سیروس برنا نماینده بروجن 
۶- احمد توکلی نماینده تهران 
۷- موسی‌الرضا ثروتی نماینده بجنورد
۸- عیسی جعفری نماینده بهار و کبودرآهنگ
۹- محمد دهقانی نماینده طرقبه و چناران
۱۰- مصطفی رضاحسینی نماینده شهر بابک 
۱۱- محمدمهدی صادق نماینده آستانه اشرفیه 
۱۲- علی عباسپور نماینده تهران
۱۳- نادر قاضی‌پور نماینده ارومیه
۱۴- حمیدرضا کاتوزیان
۱۵- عبدالله کعبی نماینده آبادان 
۱۶- جبار کوچکی‌نژاد نماینده رشت 
۱۷- علی مطهری نماینده تهران 
۱۸- علی مطهری نماینده شبستر 
۱۹- احمدعلی مقیمی نماینده بهشهر
۲۰- حجت‌الاسلام سیدناصر موسوی نماینده فلاورجان
۲۱- الیاس نادران نماینده تهران
۲۲- سیدحسین نقوی نماینده ورامین 

گردهمايي تابستان 90

 گردهمايي تابستان ۹۰

سلام دوستان عزيز . طاعات و عبادات قبول

۱- تاريخ گردهمايي همچنان به قوت خود باقي است . پنجشنبه ۲۴ شهريورماه ۹۰ از ۹ صبح تا ۱۵ عصر

۲- تاريخ پذيرش عصر چهارشنبه ۲۳ شهريور بوده و توفيق پذيرايي از برادران و خواهران عزيز را تا عصر جمعه ۲۵ شهريور خواهيم داشت . ( حالا هر كسي خواست بيشتر بمونه اشكال نداره . ميريم گچساران خونه رضا پيكري !!)

۳- از مدتها قبل يك تيم ۵ نفره و يك شوراي ۱۵ نفره كار برنامه ريزي گردهمايي را انجام ميدهد . تاكنون چند جلسه نيز برگزار كرده اند .

۴- مدعوين اين برنامه به غير از شما ، كليه مسئولين بسيج دانشگاههاي استان و جانشين خواهر ، از سال ۷۵ تاكنون هستند .

۵- اين افراد به صورت مجردي دعوت شده اند . ليكن دوستان و ياران قديمي بسيج شهيد ميثمي ( همونهايي كه با هم بوديم و الان تو وبلاگيم )  با خانواده محترم حضور خواهند داشت . براي شما عزيزان بطور وي‍ژه برنامه هاي جداگانه اي نيز تدارك ديده شده است .

۶- از چند تن از مقامات و شخصيتهاي استاني و كشوري نيز دعوت بعمل آمده است .

۷- حالا لطف كنيد و براي حضور قطعي برنامه ريزي كنيد ( به گمانم كسي حاضر نباشه به راحتي اين فرصت استثنايي رو از دست بده )

۸- و برام نظر بدين كه چه كارهايي انجام بديم و چه برنامه اي اجرا كنيم تا به نحو احسن از اين فرصت سه روزه  استفاده كنيم .

۹- برادر خادم الوبلاگ عزيز هم يه تدبيري بيانديشند تا دوستان در فرم خاصي حضور قطعيشون رو اعلام كنند . تا برنامه ريزي بهتري صورت بگيره .

۱۰-  پيشاپيش عيدتون مبارك .

معروفترین عرفان های کاذب در ایران کدامند؟

معروفترین عرفان های کاذب در ایران کدامند؟

معروفترین گرایشهای ضاله در کشور ما شیطان پرستی، عرفان کیهانی، اوشو، اکنکار، سرخپوستی، رام الله، پائولو کوئیلو و دالایی یاما هستند.

به گفته حجت الاسلام دکتر علی فلاح رفیع، رئیس مرکز هم اندیشی استادان و نخبگان دانشگاهی، سن گرایش به عرفانهای کاذب کاهش یافته است.  
 
او در گفتگویی با مهر درباره کاهش سن جذب به عرفان های کاذب گفت: "سطح سنی گرایش به عرفان های کاذب پایین آمده است؛ بسیاری از ترویج کنندگان این مکاتب برای تاثیرگذاری بیشتر بر افکار نسل جدید از سنین پایین دبستان و راهنمایی آموزشهای خود را آغاز می کنند، حتی برخی از فرقه های ضاله برای مراحل دبستان و راهنمایی کتابهایی نیزدارند زیرا اگر در این سنین شکاف را آغاز کنند بیشتر می توانند در کار خودشان موفق شوند."
 
بخش هایی از گفت و گوی رئیس مرکز هم اندیشی استادان و نخبگان دانشگاهی را در ادامه متن بخوانید... 
ادامه نوشته

اقتدار نظام جمهوري اسلامي ايران

اقتدار نظام جمهوري اسلامي ايران

پنج‌شنبه ۲۶ شهریور ماه ۱۳۷۱، حادثه‌ای در یک رستوران یونانی اما پاتوق ایرانی‌ها به نام میکونوس در منطقه "ویلمرسدورف" برلین رخ می‌دهد. ساعت حدود 22:50 ناگهان سه فرد مسلح وارد رستوران می‌شوند. یکی نزدیک در ورودی و دومی در قسمت جلویی رستوران می‌ایستند و نفر سوم نیز مسلسل به دست وارد قسمت پشتی رستوران که شش ایرانی در آنجا دور یک میز نشسته بودند رفته و همه آنها را به رگبار می‌بندد. از جمع افراد حاضر در رستوران چهار نفر در جا کشته می‌شوند و یک نفر نیز به شدت زخمی می‌شود و چهار نفر دیگر نیز جان سالم به‌در می برند.

در این حادثه "صادق شرفکندی" دبیر کل حزب دمکرات کردستان ایران، "همایون اردلان" نماینده حزب دمکرات کردستان ایران در آلمان،‌ "فلاح عبدلی" نماینده حزب دمکرات کردستان ایران در اروپا، "نوری دهکردی" کارمند صلیب سرخ، کشته می‌شوند.

یک سال بعد از این واقعه، دادگاهی در آلمان به ریاست "فریچوف کوبش" پیگیر این ماجرا می‌شود و پنج سال بعد، در ۲۱ فرودین ۷۶ طی حکمی که مدرک اصلی آن شهادت "ابوالحسن بنی صدر" است، "کاظم دارابی" از اتباع ایرانی و "عباس رحیل" تبعه لبنانی به حبس ابد و "یوسف امین" و "محمد اتریس" هر دو از اتباع لبنان به ترتیب به ۱۱ و ۵ سال زندان محکوم می‌شوند و مهم تر از اینها در ادامه‌ی رای در حکمی طنز گونه و با شهادت اپوزسیون خارج نشین، مسولین طراز اول جمهوری اسلامی متهم به صدور دستور قتل مخالفان بی خطر خود می‌شوند.

در واکنش به این اقدام دولت آلمان، دکتر ولایتی (وزیر امور خارجه وقت ایران) در مرحله‌ی اول، سفیر آلمان را فرامی‌خواند و مراتب اعتراض خود را بیان می‌کند، متعاقب آن آلمان سفیر خود را از ایران خارج می‌کند و چهار دیپلمات ایرانی را از آلمان اخراج می‌کند. متقابلاً ایران هم سفیر خود را از آلمان فرا می‌خواند. اینجاست که تمام کشورهای اروپایی در اقدامی بی سابقه و البته شتاب زده، جهت تحت فشار قرار دادن ایران، تمام سفرای خود را از ایران خارج می‌کنند و متقابلاً ایران نیز سفرای خود در اروپا را فرا می‌خواند و این اوج شکل گیری بحرانی بی‌سابقه است که می‌تواند حتی پایه‌های حیات سیاسی یک کشور را نیز به خطر بیاندازد.

در اکثر قریب به اتفاق منابع لاتین، قضیه این دادگاه را تا همین جا ذکر کرده و هیچ اشاره‌ای به ادامه‌ی جریان و نحوه خاتمه یافتن آن نداشته‌اند.

برای آگاهی بیشتر از این جریان و نحوه خاتمه یافتن آن ادامه متن را بخوانید... 

ادامه نوشته

خاطره آیت‌الله مصباح یزدی از واکنش رهبر انقلاب به ابراز احساسات مردم در سفر به قم

خاطره آیت‌الله مصباح یزدی از واکنش رهبر انقلاب به ابراز احساسات مردم در سفر به قم

   آیت الله محمد تقی مصباح یزدی شامگاه جمعه در جلسه تفسیر شرح نصایح امام محمد باقر (ع) به جابر بن یزید جعفی که به مناسبت ایام ماه مبارک رمضان در دفتر مقام معظم رهبری در قم برگزار شد، در سخنانی اظهار داشت: اگر کسی خوشحال باشد از اینکه مردم او را دوست دارند و او هم از این بابت می‌تواند مردم را به راه حق و سعادت راهنمایی کند این امر ارزشمند است.

وی با بیان خاطره‌ای از سفر رهبر معظم انقلاب در سال گذشته به قم اظهار داشت: در یکی از این دیدار‌ها حاضرین در مجلس نسبت به رهبر معظم انقلاب ابراز علاقه کردند و حتی در این بین خانمی از شوق دیدار رهبری غش کرد که رهبر معظم انقلاب در پاسخ به این ابراز احساسات فرمودند من خدا را شکر می‌کنم که به من فهماند، این دوستی و محبت مردم نسبت به من برای خودم نیست بلکه به دلیل علاقه‌ای است که مردم به دین دارند.

عضو خبرگان رهبری با بیان اینکه همه دوست دارند، مردم از آن‌ها تعریف کنند افزود: این امر آفتی است که انسان‌ها باید با آن مبارزه کنند تا با تعریف دیگران شاد و با مذمت آن‌ها ناراحت و اندوهگین نشوند.

اقسام مختلف تعریف و تمجید

رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) در ادامه به اقسام تعریف و تمجید از انسان‌ها اشاره کرد و افزود: یک دسته از تعریف‌ها ربطی به آدمی ندارد، مثلا می‌گویند او متعلق به فلان شهری است که در آن شهر علمای بزرگی زندگی کردند و در واقع اینگونه تمجید‌ها سودی به حال وی ندارد و انسان می‌تواند با اینگونه تعریف‌ها به راحتی مبارزه کند.

چهره زیبا دلیلی بر سعادتمندی فرد نیست

مصباح یزدی ادامه داد: دسته دوم ازتعریف‌ها متعلق به ویژگی‌های خدادادی است که خداوند در وجود انسان‌ها قرار داده است، مانند چهره و اندام زیبا، که باید از این استعداد‌ها به درستی استفاده کرد و باید توجه داشت که این موارد دلیلی بر سعادتمندی افراد نیست و چه بسا همین زیبایی و استعداد باعث بدبختی او خواهد شد.

رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) انجام کارهای اختیاری توسط انسان را فضیلت دانست و افزود: صفات و ارزشهای اخلاقی منشا فضیلت برای انسان است که در اینجا ممکن است انسان از تعریف و تمجید دیگران شاد و مورد وسوسه قرار گیرد که در این مرحله مبارزه با شیطان مشکل و سخت خواهد بود.

راه‌های مبارزه با وسوسه شیطان در مواجه با تمجید دیگران

عضو خبرگان رهبری با بیان اینکه در اینگونه موارد باید دوگونه فکر کرد تا از وسوسه شیطان در امان باشیم افزود: یکی از کارهایی که می‌توان انجام داد این است که بررسی کنیم تا ببینیم اراده ما در انجام کارهایی که صورت گرفته چقدر سهم داشته است که در برخی موارد اراده انسان کمتر از یک درصد می‌باشد.

وی ادامه داد: راه دیگری که می‌تواند ما از وسوسه شیاطین در امان نگه دارد این است که ما باید اینگونه فکر کنیم که تمام نعمت‌هایی که در اختیار ما می‌باشد از آن خداوند است و ممکن است در ساعات ولحظه‌ای بعد از دست ما خارج شود.

مصباح یزدی خاطر نشان کرد: انسانهای زیادی بودند که در یک لحظه و بر اثر یک خطا آبروی هفتاد ساله خود را بر باد داده‌اند.

رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) حسن عاقبت را برای انسان مهم دانست و افزود: انسان‌ها باید در تمامی عمربه این بیاندیشند که عاقبت کار آن‌ها چه خواهد شد، چرا که انسانهایی بوده‌اند که در طول سالهای دراز خدمات فراوانی را انجام دادند، اما در ‌‌نهایت باکفر از دنیا رفته‌اند و بر همین اساس انسان نمی‌تواند به چیزی ببالد و بر آن فخر کند.

آرمان تابستان 90 اجرايي مي شود

 آرمان تابستان ۹۰ اجرايي مي شود

به فضل الهي و پس از كنايه هاي فراوان دوستان عزيز ، بالاخره وعده ديدار عملي شد !

زمان : پنجشنبه ۲۴ شهريورماه امسال . حضور به همراه خانواده هاي محترمتان  .

مطالب تكميلي و جزييات را چند روز آينده خدمتتان ارائه مي كنم . علي الحساب براي اون موقع برنامه ديگه اي تعريف نكنيد .

حالا برادران عزيز شكاري ، اسماعيلي ، حيدري و خالقي  راحت شدين ...!!

هر نظري دارين ارائه كنين ان شاءلله كمك به گردهمايي بشه .

طاعاتتون قبول . التماس دعا

مسئول بسيج دانشجويي استان کهگیلویه و بویراحمد عنوان كردند

مسئول بسيج دانشجويي دانشگاههاي كهگيلويه و بويراحمد گفت:در دهه سازندگي و توسعه علم همراه با پيشرفت تحقق خدمت رساني به مردم بر عهده سازمان بسيج مستضعفين و بسيج دانشجويي است.

 به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)- منطقه كهگيلويه و بويراحمد ،داريوش مثنوي كه در بازديد از اردوهاي جهادگران بسيج دانشجويي در منطقه چاهن زيلايي سخن مي گفت ، افزود:طرح بسيج سازندگي بنابر تدبير رهبر فرزانه انقلاب اسلامي براي خدمت به مناطق محروم شكل گرفته كه در آن دانش آموزان و دانش جويان بسيجي حضور فعال دارند.

 وي اظهار داشت:محروميت زدايي مأموريت اصلي سازمان بسيج سازندگي است و فعاليت ما در قالب اردو هاي جهادي نيز بر گرفته از الگو هاي اسلامي و جهادي براي كارامد سازي نظام و خدمت به محرومان است.


اكبر گاف

اكبر گاف

   مطلب زير ، حس و حال زمان دانشجويي رو برام زنده ميكنه . اون روزهايي كه تو ديده بيدار كلي در خصوص نظريات و افاضات جناب " اكبر گاف " مطلب ميزديم . تو محافل رسمي و خصوصي هم كلي افكارش رو نقد ميزديم و براي رفع خستگي به برخي از گافهاش مي‌خنديديم ...!! . اون موقع در داخل كشور فضا رو براش مهيا ميكردن كه جولان بده اما حالا كه خريدار نداره دست به دامن گروهها و رسانه هاي اپوزسيون و ضد انقلاب شده . با هم مي‌خونيم :

 

در دو هفته اي که گذشت اکبر گنجي، به عنوان يکي از فعالان اپوزيسيون در عرصه مبارزه با شيعه و فرهنگ مهدويت فعاليت فراواني داشته و با حضور در رسانه ها و سايت هاي خبري گوناگون، حملات شديدي نسبت به عقايد وتفکرات شيعه داشت.

 به گزارش جام نيوز، اکبر گنجي در اولين قدم خود براي تخريب تشيع در هفته اي که گذشت در مصاحبه با راديو زمانه مدعي شد: «تشيع در طول تاريخ به خاطر دلايل بسياري از جمله منافع، رفته رفته اختراع شد!!!».
 
اين مدعي اصلاح طلبي در سايت روز آنلاين با انکار رجعت که از عقايد مسلم شيعه به حساب مي آيد، به تشکيک در اين باره پرداخته و مدعي شد: «شيعيان غالي ادعاي رجعت را مطرح کردند تا عطش انتقام خود را سيراب کنند.»
اين منکر امام زمان (عجل الله تعالي فرجه) در ادامه فعاليت هاي خود بر ضد فرهنگ مهدويت، پرده اي ديگر را به اجرا گذاشت و با حمايت از مدعياني که تلاش داشته اند فرهنگ مهدويت را به انحراف بکشانند، در سايت راديو زمانه با انتشار مقاله اي ضمن تعريف و تمجيد از محمدعلي باب(موسس فرقه ضاله بهائيت) به اتهام زني به فقهاي شيعه پرداخت و مدعي شد: «محمدعلي باب هر ادعايي داشت، مجازاتش چوب زدن نبود.»
 
وي ضمن حمايت از مدعيان دروغين مهدويت در مصاحبه با راديو زمانه گفت: «جمهوري اسلامي بايد به جاي زنداني کردن مدعيان امام زمان بودن، به آنها فرصت دهد تا از ادعاي خود به طور معقول دفاع کنند.»
 
گنجي حتي پا را فراتر گذاشته و به حمايت از مدعيان نبوت پرداخته و ادامه داد: «انسان ها حق دارند مدعي نبوت شوند و تا زماني که آنها براي پيام رساني به خشونت متوسل نشوند، هيچکس مجاز نيست که مانع کار او شود يا مجازاتش کند.»
 
وي ضمن تبليغ افکار وهابيت در انکار مباني ديني زيارت ائمه(عليهم اسلام) مدعي شد زيارت ائمه معصومين(عليهم السلام) وايجاد بارگاه براي ايشان از اختراعات دوره غزنويان و سلجوقيان بوده است!»
نکته جالب توجه در سخنان گنجي، به عنوان يک به اصطلاح مدافع آزادي، دشمني وي با شيعه و عقايد آن به خصوص فرهنگ مهدويت است در حالي که ساير تفکرات انحرافي در نزد وي و همفکرانش حق و قابل احترام هستند!
 
البته ناگفته پيداست انکار اعتقادات ديني و تعاليم اسلامي، آخر و عاقبت افرادي همچون گنجي و ... است که به دامان غرب پناه برده اند. 

یادداشت محسن رضایی درباره احمد متوسلیان

یادداشت محسن رضایی درباره احمد متوسلیان

محسن رضايي فرمانده اسبق سپاه پاسداران طي يادداشتي كه در سايت شخصي وي منتشر شده، نوشت:

خرمشهر را به لطف خداي متعال آزاد كرده بوديم و براي حمله به بصره آماده مي‌شديم كه اسرائيل به جنوب لبنان حمله كرد. نمي‌توانستيم در مقابل حمله اسرائيل بي‌توجه باشيم. هم از اين جهت كه حمله ما به بصره همزمان با حمله اسرائيل به بيروت ما را در كنار اسرائيل در افكار مردم عرب قرار مي‌داد و هم اينكه از طرف ديگر سكوت در مقابل آنها با افكار و عقايد ما سازگاري نداشت.

موضوع در شوراي‌عالي دفاع طرح شد. قرار شد تيمي به سوريه رفته، چاره‌انديشي كنيم. فرماندهان لشگرها را زير نظر گرفتم، مناسب‌ترين فرمانده را احمد متوسليان ديدم. چهره‌اي آرام و خونسرد داشت. وقتي يك سال قبل به مريوان رفتم و به او گفتم خودش را براي تشكيل يك تيپ رزمي آماده كند، با نگاهي باور نكردني و ذوق زده به من گفت: يك تيپ. گفتم آره. خيلي خوشحال شد. آن موقع سپاه، سازمان رزمي خاصي جز چند گردان نداشت.

تشكيل تيپ كار بزرگ و خارق‌العاده‌اي بود. به هر كسي نمي‌توانستم بگويم كه تيپ درست كند. در اين رابطه هم با كسي مشورت نكردم. البته آن موقع فرماندهان اصلي جنگ كه عمدتا در جنوب مستقر بودند، ايشان را نمي‌شناختند و نمي‌توانستند درباره توانايي‌هايش به من مشورت بدهند.

نهايتا تصميم گرفتم كه ايشان با كمك حاج همت و آقاي شهبازي بيايند به جنوب و يكي از تيپ هاي سپاه را سازمان بدهند. هر سه به جنوب آمدند و با كمك يكديگر تيپ محمد رسول‌الله را از استان تهران تشكيل دادند و در عمليات‌هاي فتح‌المبين و بيت‌المقدس شركت كردند. از بهترين نيروهاي ما شدند. كمتر از يك سال يك تيپ رزمي بسيار قدرتمند را شكل داده بودند.

حالا پس از يك سال دوباره او را صدا زده بودم. گفتم: احمد آماده‌اي به جنوب لبنان بروي؟ گفت: واقعا؟ گفتم: آري. گفت: يعني واقعا برويم و با صهيونيست‌ها بجنگيم؟ سال‌ها آرزو مي‌كردم كه چنين فرصتي برايم حاصل شود.

وقتي كه آمادگي او را ديدم، بيشتر راغب شدم كه خود او را به لبنان بفرستيم؛ لذا احمد متوسليان براي رفتن به جنوب لبنان انتخاب شد. قبل از رفتن به دمشق قراري با رهبر انقلاب كه آن موقع رئيس جمهور و رئيس شوراي عالي دفاع بودند، داشتم. احمد را هم با خودم بردم. پس از صحبت‌هايي كه با معظم‌له داشتم، گفتم تصميم گرفته‌ايم كه آقاي احمد متوسليان فرمانده آن تيپي باشد كه براي دفاع از مردم لبنان به سوريه و بعد هم بيروت برود.

وقتي رهبر انقلاب براي ايشان دعا كرد و احمد متوجه شد كه ابلاغي كه به او شد، واقعي است، دست‌هايش را بالا برد و خدا را شكر كرد. بيرون كه آمديم مي‌گفت تا لحظاتي قبل هنوز فكر مي‌كردم اعزام من به بيروت جدي نيست...

عزت الله سحابي 2

  عزت الله سحابي ۲

۱- از اينكه با تاخير دارم ادامه مطلب رو مينويسم بسيار پوزش مي طلبم . گرفتاريها و تعلقات به دنيا زياد شده !! روز دوشنبه صبح صفحه رو باز كردم كه بنويسم و امروز شنبه ( ۵ روز بعد )  دارم ادامه ميدم !

۲- از همه بزرگواران و دوستان عزيزي كه جوياي احوال حقير بودن صميمانه تشكر مي كنم و براي همشون آرزوي عاقبت به خيري مي كنم .

۳- تا اونجايي گفتم كه سحابي وارد دانشگاه شد و نتونست سخنراني كنه . جلسه بهم ريخت و مقداري زد و خورد صورت گرفت .

۴- فرداي اون روز دانشجويان حزب اللهي و مسلمان دانشگاه در بيانيه اي ضمن تشريح واقعه ، نسبت به شرايطي كه متوليان دانشگاه باعث ايجادش شده بودند ، اعلام نارضايتي كردند . در اين بيانيه ، پنهان شدن سحابي درون حلقه دختران دانشجو به داستان كشف عورت عمر و عاص در مواجهه با شمشير حضرت علي ( ع‌)  تشبيه شده بود . اين تشبيه به مذاق دوستان انجمني خوش نيومده بود و يكي از ايشان مرتبا مي گفت به " اورت " !!! ما توهين شده است . ناگفته نماند در وي‍ژه نامه طنزي كه به همين مناسبت از طرف نشريه ديده بيدار منتشر شد كلي اين اشتباه دست آويز خنده نويسندگان قرار گرفت  .

۴- فرداي اون روز ( سه شنبه صبح ) كه وارد دانشگاه شديم ، با صحنه كفن پوش بودن تعدادي از اعضاء انجمن مواجه شديم . تحصنشون جلوي ساختمانهاي يك و دو باعث شد تا كلاسها تعطيل بشه . عده اي از دانشجويان هم به اونا پيوستند .

۵- تشكيل جلسه داديم . بنا بر اين شد كه سياست سكوت و عدم دخالت از طرف بسيج دانشجويي در دستور كار قرار بگيره . اين كار هم توجيه روانشناسي داشت و هم توجيه سياسي! اگر چه با تهيه يك دستگاه ضبط صوت كوچك كار ضبط انجام ميشد . مسئوليت اين كار به عهده مصطفي ناصري عزيز بود . ( يادش بخير . خيلي زحمت كشيد . البته به تيپ و قيافش هم ميومد  !!‌ ) بچه ها هم كه در صحنه حضور داشتن .

۶- جاتون خالي ! اونا فحش ميدادن و ما هم فحش مي‌خورديدم . البته ضبط هم ميكرديم . فضا جوري شده بود كه هر كي از راه ميرسيد هر چي دلش مي‌خواست مي‌گفت .

۷- خود انجمنيها هم معتقد بودن كه بسيج عامل بهم ريختگي نبوده اما مدام از لباس شخصيها صحبت ميكردند .

۷- تو يكي از صحنه ها كه من تازه وارد دانشگاه شده بودم ، رفتم اون گوشه آخر ايستادم و ضمن شنيدن فرمايشات يكي از سخنرانان لبخندي هم از روي تمسخر بر لب داشتم . اين كار من باعث شد تا سخنران اعصابش بهم بريزه و جملات به ياد ماندي ( كه تا سالها تكيه كلام بچه ها بود ) با اين عنوان بگه : سيد داود ! بخند تو ظفرمندي . تو پيروزي ...!

۸- تحصن تا غروب ادامه داشت . شب توي خونه تيمي  تشكيل جلسه داديم . با مرور حوادث اون روز كلي با هم خنديديم . اما واقعيتش اين بود كه ادامه كار رو به صلاح نميدونستيم . نظرهاي مختلفي براي جمع كردن اوضاع ارائه ميشد . رو كردم به بچه ها و گفتم كه تو يك دقيقه قضيه رو جمعش مي‌كنيم . گوشي رو برداشتم و تماس گرفتم با بچه هاي بالا ...!! . گفتم تا فردا ظهر اگه تحصن جمع شد كه هيچي اگه جمع نشد ، تو دانشگاه جوي خون برپا ميشه . مسئوليت همه اتفاقات هم متوجه شما و هيات رييسه دانشگاه است . اين تنها گفته من پشت تلفن بود . هر چي مخاطب من مي‌گفت سيد داود از شما بعيده . شما كه هميشه آروم و خونسرد بودين ، من با جديت گفتم كه همينه و لاغير . من دارم نيروهام رو مسلح مي كنم . و قطع كردم . بعدش هم با بچه ها كلي خنديديم . به دوستان گفتم كه مطمئن باشيد ديگه تمام شد .

۹- بعدها مدير كل اطلاعات وقت در جلسه اي به من گفت كه كارشناس موضوع شب به من زنگ زد و گفت كه اوضاع دانشگاه بحراني است و حتي بچه هاي بسيج هم خونشون به جوش اومده و به احتمال زياد فردا اتفاقات ناخوشايندي در دانشگاه اتفاق خواهد افتاد . لازمه كه جلوي ادامه تحصن گرفته بشه . و ما هم با جديت از رييس دانشگاه خواستيم كه فردا قضيه رو جمع كنه .

۱۰- به همين دليل صبح چهارشنبه ، رييس وقت دانشگاه به همراه معاون دانشجويي ايشان حضور پيدا كردند و با هر مشقتي بود ( كه البته كلي به ايشان توهين شد ) قضيه رو جمع و جورش كردند .

۱۱- يادش بخير تو همين روز آخر سيروس عطايي تو يه صحنه خيلي داغ كرد و نزديك بود يه حال اساسي از چند تاييشون بگيره كه بچه ها جلوش رو گرفتن . 

۱۲- دو روز فرصت داشتيم تا مدارك رو جمع آوري كنيم و عليه هتاكان و تشويش كنندگان اذهان عمومي در داگاه طرح دعوي كنيم . هيچ وقت فراموش نمي‌كنم كه بعضي از دوستان چقدر زحمت كشيدند ( رضا غفوري ، مصطفي ناصري ، مسلم زارعي ، يعقوب نعيمي كه خيلي دلم براش تنگ شده و خبري ازش ندارم ، حسين كاظمي ، رضا اسماعيلي و خيلي ديگه از دوستان كه تا صبح نشستند و نوار پياده كردند . ) تهيه مدارك و طرح شكايت براي طرفهاي مقابل ما يك شوك بود . غافلگيري كامل . 

۱۳-از ميان اونها ، به دلايل متعدد فقط از ۴ نفر شكايت كرديم .  فكر مي كنم نيازي به نوشتن ادامه مسايل پيش آمده نباشه . فقط ذكر اين نكته خالي از لطف نيست كه وساطتهاي سياسي و فشارهاي بيرون از دانشگاه شروع شد . اما كارساز نشد و ما رضايت نداديم . آخرين حربه اونها اين بود كه كميته انضباطي به بهانه واهي و با عنوان " توهين به شورايعالي انقلاب فرهنگي " براي من حكم دو ترم اخراجي بزنه . در حاليكه خودم عضو اين كميته بودم و اصلا دعوت نشدم . نه به عنوان عضو و نه به عنوان متهم !!! پرونده را هم كه ديدم هيچ مدرك يا سندي دال بر تخلف من و بيان توهين وجود نداشت . بعدا چند بار مرحوم دكتر عسكريان - رييس وقت دانشگاه - مستقيم و غير مستقيم به من گفتند كه اين يك معامله است . رضايت بده تا حكممان را پس بگيريم .

۱۴- من هم كه مثل حالا محافظه كار نبودم !!! به هيچ وجه كوتاه نيومده و پيغام دادم تا آخرش هستيم . هر چه حريف سخت تر ، مبارزه شيرين تر . لازم نيست جزييات رو بيشتر مطرح كنم اما همين تخلف كميته انضباطي رو تبديل كرديم به يك فرصت . آنچنان در تنگنا قرارشون داديم كه نگو و نپرس . با ميني بوس رفتيم  تهران ، د فتر نهاد رهبري در دانشگاهها . ( چقدر خاطره از همين سفر دارم كه بگم )  عليهشون تو شورايعالي انقلاب فرهنگي شكايت كرديم . تو نشريات زديم و... نتيجه : وزير دستور اكيد پيگيري صادر كرد . نماينده رهبري در دانشگاهها و دكتر غفوري فرد بازرس شورايعالي انقلاب فرهنگي دستور بررسي و اعلام نتيجه صادر كردند . فضا عليهشون تنگ شد . حاج آقاي ليالي (‌ دفتر نهاد دانشگاه ) از طرف رييس دانشگاه پيام آورد كه يك درخواست عفو و گذشت بنويس تا راي كميته عوض بشه ( به اين هم راضي شدند !) اما گفتم زير بار نميرم و نمي‌نويسم . نهايتا اينكه نه از شكايتمون صرفنظر كرديم و نه اونا تونستن راي ناحق كميته انضباطي رو اجرا كنند .

۱۵- بچه هايي كه حالا تو بسيج بالاخص بسيج دانشجويي فعاليت مي كنند بايد قدر اين لحظات رو بدونن. چقدر ما تحت فشار بوديم . چقدر اذيت ميشديم . اگر چه از دل همين سختيها بود كه ناب ترين و بهترين نيروها پرورش داده ميشد . و تو اين شرايط بود كه به جرات مي‌توان گفت كم نظيرترين تشكل بسيجي يعني بسيج شهيد ميثمي دانشگاه ياسوج ايجاد شد . به قول يكي از فرماندهان سپاه : من  چند سال تو جبهه بودم اما در مدتي كه در ميان بچه هاي بسيج دانشگاه ياسوج هستم تازه فهميدم كه بسيجي بودن چه معنا و مفهومي داره "

۱۶- ياد و خاطره يكايك بچهه ها هميشه تو قلبمه . خيلي دوستون دارم .

آن روی کثیف سکه

 

آن روی کثیف سکه

درون یک کلاس درس دانشگاه/ میان دختران ، یک دختر زیبا و مه رو بود/

جمالش حسرت بوم کمال الملک/ لبانش سرختر از حمله چنگیز/

دو ابرویش کنار هم/ شبیه شاه بیت شعر یک شاعر/

فتاده آتش عشقش میان جزوه های درسی استاد و دانشجو/

ولی با این همه عاشق/دل مغرور آن دختر/اسیر یک جوان همکلاسی بود ایلاتی/

جوانی زاده یک کوچ/جوانی خوش قد و زیبا/ولی چون گپه های دختران ایل رمزآلود/

جوان محجوب و تنها بود/ وتنها مونس او یک کمانچه یادگار ایل/

تمام ایل روحش منزلی دیگر و در ییلاق دیگر بود/

دل او اهل ایمان اهل معنا بود/برای خود سلوکی داشت/

و در پیمودن آن هفت شهر کشور عطار/

زمانی در چمنزار طلب یک اسب رهپیما و گاهی در بیابان گم حیرت ز نومیدی کفرآمیز لوکی داشت/

چه گویم ماهی شوریده قلبش/ بجای مژه قلابی دختر/فتاده در غم یک صیاد زیباتر/

همیشه اسب سرکش دختر/هوای قلعه وصل جوان را داشت/

جوان اما به کیش عاشقی مات رخ یک شاه دیگر بود/اسیر ماه دیگر بود/

از آن رخساره بنمودن ها/و زآن پرهیز کردن ها- که سعدی نیز فرموده ست:/

جوان هر روز بازار خود را تیزتر می کرد و دختر عاشق او بیشتر می شد/

کنار پوچی آن شهر/حریم یک مزارستان خلوت بود/مزارستان زیبایی پر از کاج و صنوبر ها/

پر از فرعون و موسی ها/پر از خرهای عیسی ها/پر از کشورگشایی های نادرها/پر از یاهوی درویشان/

جوان گاهی برای لذتی مخصوص/به آن عبرت کده می رفت/

کمانچه، فکر، ناله همدمان او/

جوان گاهی برای لذتی مخصوص/به آن عبرت کده می رفت/

جوان بر یک درخت سرو تکیه داد و محو حال آنجا گشت/

پس یک قبر خوش قامت نشسته دخترک آرام و با چشمی گرسنه/

عشق خود را داشت می پایید/صدای سوزناک آن کمانچه در فضا پیچید/

خروشی در میان مردگان افتاد/صدای شیون آن ساز ایمان سوز/

همانند صدای شیهه یک اسب زخمی ناله آسا بود/جوان شوری به ماهور دلش افتاد و با آواز جانسوزی چنین سر داد/

"صفا دارد شکست ساغر و تسبیح و پیمانه/

بیا در مجلس مستان که بشکن بشکن است امشب/

ببین که سجع و تشبیه و ردیف و قافیه مستند/

بیا زاهد شرابی زن گناهش با من است امشب"/

جوان می خواند و می نالید/ و در رقص آمده سرو صنوبرها/

و من یقین دارم که آن لحظه/تمام مرده ها هم رقص می کردند/

در آن گرمابه عریان معنی ها/در آن کشف شهود لخت/به چشم خویش دختر/

دختر عاشق/خدا را دید حتی بیشتر از پیش/خدا را دید اما چون هووی خویش/

دلش در تازش عشقی حسادت بار و/جان در کوبش شوقی دقابت وار/

خدا را مانع خود دید/دل و دین رفته از دستش/

تمام مصر ایمان را برای مستی فرعون خود می خواست/در آن لحظه بدون شک/

تمام چاه قلبش می مکید از شوق یوسف را/زلیخای رخش را از پس پرده برون افکند/

جلو رفت و به کبری غمزه آسا گفت:/که بس کن نالش این ساز سوزان را/

شد از کف طاقتم دیگر/تو آخر تا به کی آشفته یک عشق موهومی/

و تا کی این چنین گریان و مغمومی/تو را من دوست می دارم تو اما آه/

دریغ از یک نگاه تند/برای ذبح عشق خویش/به پایت گشته ام هی تیز/تو اما وای/

 دریغ از یک نگاه یک سلام کند/منم لیلی وش طناز مجنون کش/

که حتی فلسفه با آن اساتید همیشه سرد و ناراضی/به نرمی می شود با نیم دانگی از نگاهم دلخوش و راضی/

تو اما آه اما تو مرا کشتی به این بی اعتنایی ها/خدایت را نشانم ده/بگو زیباتر از من کیست آخر کیست؟/

بگو مسحور جادوی کدامین سامری هستی؟/

 

جوان یک لحظه ساکت ماند/نگاهی پر ترحم بر رخ مغرور دختر کرد/به جهلش پوزخندی زد/و پاسخ از سر غیرت چنین آورد/

"چگونه خویشتن را با آن اهورا درقیاس آری؟/چگونه یک مگس در عرصه سیمرغ می بالد/

قسم به ناله این ساز/قسم به سوز این آواز/کنون در پیش رویت زشتیت را برملا سازم/

تو را رسوای شداد غرورت می کنم اکنون/به چشم دلربای خویش می نازی؟/

به چشم ذره بین بر چشم خود بنگر/که غیر از تکه ای مرطوب و چندش بار چیز دیگر نیست/

به آن بینی که شهکار قلمکاری ست می نازی؟/که غیر از مخزنی از آب چرکین چیز دیگر نیست/

به سرخی دهان خویش می نازی؟/درون پوچ این مرداب مردم سوز/نماد نفرتی زشت است نامش "تف"/

به سرما خوردنی، درد گلو، چرکی، تعفن می کند چون بوی گرما خورده مردار/

به آن گونه که گلگون است می نازی؟/اگر با تیغ جراحیش بشکافی/بجز خون و رگ و پی و کثافت چیز دیگر هست؟/

به اندام سپید و نرم و پاک خویش می نازی؟/اگر چشم حقیقت بین بیندازی/درون حجم این قوطی/به غیر از چرک و استفراغ روده چیز دیگر هست؟/

به موی موج زای خویش می نازی؟/سرای سالمندان را تماشا کن/ و بنگر آئینه زیبایی خود را/در آن سرهای گر آن پیرهای زشت/

کمی بعد از وفات خود/نگاهی بی صدا بر لاشه خود کن و بنگر کرم هایی را که می لولند در کاباره چشمان مکروهت/

کنون خود قاضی من باش/چگونه دوستدار این همه چرک عفن باشم/

منم فرزند ابراهیم استدلال که از خورشیدهای پرغروب شهر بیزارم/

من از عشق بیزارم که تا خواهی دمی در سایه  امنش بیاسایی/جرس فریاد می دارد که بربندید محمل ها/

من از زیبایی گل های چینی، کاغذی، چسبی نبردم ذره ای بویی/

خرابم، عاشقم، آشفته ام، اما خراب روی نقاشم نه نقاشی/

دل از کف داده گیس آفرینم من نه گیسوها/و لیلا آفرین کردست مجنونم نه لیلاها/

خراب قد آن یارم که عاشق/پایکوبان پیش پای او نداند که کله یا سر کدامین را بیندازد/

خراب رنگ آن چشمم که حتی کاسه ساقی شده مست شراب آن/

و سر داده ست آواز "دل ای دل ای دل ای دل را"/

همیشه دوستدار حالت تاب و تب عشقم/به این خاطر مریض دایم آن شمس "تب"ریزم/

 منم فرزند ابراهیم استدلال که از خورشیدهای پرغروب شهر بیزارم/

رهایم کن که بیمارم/جوان یکباره ساکت شد/نگاهی بر افق انداخت/دگر خورشید از آنجا رفته/

گورستان سکوتی داشت روح انگیز/صدای ساز می آید/ صدای ساز می آید/ صدای ساز می آید/

 

شهيدي كه مزارش را به همه نشان داد

شهيدي كه مزارش را به همه نشان داد

غلامرضا كه شهيد شد، عبدالمطلب سر قبرش نشست و بعد با زبون كر و لالي خودش با ما حرف مي‌زد، ما هم گفتيم: چي مي‌گي بابا؟! هرچي سروصدا كرد هيچ كس محلش نگذاشت. وقتي ديد ما نمي‌فهميم، بغل دست قبر اين شهيد با انگشتش يه دونه چارچوب قبر كشيد و رويش نوشت: شهيد عبدالمطلب اكبري.

 خاطره‌اي كه خواهيد خواند به شهيدي مربوط مي‌شود كه از توانايي گفتن و شنيدن بي‌بهره بود. شهيد عبدالمطلب اكبري كسي بود كه قبل از شهادتش قبرش را نشان هم رزمانش مي‌دهد. اين شهيد بزرگوار چندين وصيت نامه نوشته است كه يكي از آنها را ما در ذيل اين مطلب قرار داده‌ايم. شهيد عبدالمطلب اكبري سرانجام در تاريخ 65/12/4 به شهادت رسيد:

 « پنچ دقيقه قبل از اينكه برم يك نفر اومد كنارم نشست و گفت: آقا يه خاطره برات تعريف كنم؟

گفتم: بفرمائيد!

عكسي به من نشون داد، يه پسر نوزده - بيست ساله‌اي بود، گفت: اسمش «عبدالمطلب اكبري» ست، اين بنده خدا زمان جنگ مكانيك بود و در ضمن ناشنوا هم بود.

عبدالمطلب يك پسر عمويش هم به نام «غلامرضا اكبري» داشت كه شهيد شده.‌ غلامرضا كه شهيد شد، عبدالمطلب سر قبرش نشست و بعد با زبون كر و لالي خودش با ما حرف مي‌زد، ما هم گفتيم: چي مي‌گي بابا؟! محلش نذاشتيم، هرچي سر و صدا كرد هيچ كس محلش نذاشت.

وقتي ديد ما نمي‌فهميم، بغل دست قبر اين شهيد با انگشتش يه دونه چارچوب قبر كشيد و رويش نوشت: شهيد عبدالمطلب اكبري. بعد به ما نگاه كرد و گفت: ‌نگاه كنيد! خنديد، ما هم خنديديم. گفتيم حتما شوخيش گرفته، ديد همه ما داريم مي‌خنديم، طفلك هيچي نگفت؛ يه نگاهي به سنگ قبر كرد و با دست، نوشته‌اش را پاك كرد. سپس سرش را پائين انداخت و آروم رفت...

فردايش هم رفت جبهه. 10 روز بعد جنازه‌ عبدالمطلب رو آوردند و دقيقاً توي همين جايي كه با انگشت كشيده بود خاكش كردند.»

*آنچه در ادامه اين مطلب خواهيد خواند وصيت نامه كوتاه شهيد عبدالمطلب اكبري است كه نوشته:

" بسم الله الرحمن الرحيم
يك عمر هرچي گفتم به من مي‌خنديدند، يك عمر هرچي مي‌خواستم به مردم محبت كنم فكر كردند من آدم نيستم و مسخره‌ام كردند، يك عمر هرچي جدي گفتم شوخي گرفتند، يك عمر كسي رو نداشتم باهاش حرف بزنم ، خيلي تنها بودم.
اما مردم! حالا كه ما رفتيم بدونيد، هر روز با آقام حرف مي‌زدم و آقا بهم گفت: "تو شهيد مي‌شي. جاي قبرم رو هم بهم نشون داد. اين را هم گفتم اما باور نكرديد! "

عزت الله سحابی- دانشگاه یاسوج - سال 1378

چند روز پيش خبر فوت عزت الله سحابي رو در خبرگزاريها خوندم . يادم به ماجراي سال ۷۸ افتاد   :

۱- طرح انجمن اسلامي براي دعوت از مرحوم سحابي در شوراي فرهنگي مطرح شد . بعد از چند ساعت بحث و با پافشاري بسيج دانشجويي بر اين كه شرايط سخنراني مهيا نيست ، اين طرح راي نياورد .

۲- روز يكشنبه صبح در كمال ناباوري ، تبليغات مراسم سخنراني آقاي عزت الله سحابي براي روز دوشنبه عصر را در دانشگاه ديديم .( رضا غفوري من رو كه ديد تيكه انداخت و  گفت : عزت مزيد !! . خود نامردش يادشه )

۳- رايزنيهاي جدي ما براي لغو جلسه با متوليان امر ( در دانشگاه و خارج از دانشگاه ) شروع شد . تحليل ما هم اين بود كه مصوبه شوراي فرهنگي را ندارد ، شرايط دانشگاه براي اين برنامه مساعد نيست و از طرفي با توجه به خط فكري جريان غير قانوني ملي - مذهبي ها اساسا اين كار محل اشكال است .

۴- عليرغم پيگيريهاي فراوان ما و قول مساعدت همان متولياني كه اشاره شد ! آمدن سحابي قطعي شد .

۵- همان شب در خونه دانشجويي ( بخوانيد "  خونه تيمي !!" ) جلسه گرفتيم . بعد از مباحثه فراوان تصميم بر اين شد كه چند كار انجام شود :

  • باز هم تلاش كنيم  كه آمدن سحابي لغو شود . اما اگر آمد ، در امنيت و آرامش كامل صحبت كند و برود . چرا كه قطعا حرف جديدي براي گفتن ندارد . و از آنجاييكه آعضاء اين گروهك بيشتر از سخنراني ، محتاج غوغاسالاري و مظلوم نمايي هستند  وجود آرامش به ضرر آنهاست .
  • با توجه به پيش بيني وجود فضايي ملتهب قرار بر اين شد كه من در دفتر بسيج بمانم . مثنوي در محوطه دانشگاه و يكي ديگر از بچه ها ( يادم رفته كي بود ) در سالن مستقر و اوضاع را كنترل و هدايت كنند . 

۶- روز دوشنبه فرا رسيد . از ظهر بچه هاي بسيج همه در دانشگاه جمع بوديم . سحابي با يك ساعت تاخير آمد . "  او با يك پاترول آمد " . نرسيده به در سالن همه چيز به هم ريخت . به ناچار من اومدم تو محوطه و مثنوي رفت تو سالن . بقيه مطلب رو هم كه دوستان يادشونه .... .

۷- تمام تلاش ما اين بود كه جو آروم بشه اما نشد . اما خود اعضاء انجمن اسلامي با رها تاكيد داشتند كه در زد و خوردها بسيج نقشي نداشت .

۸- در محوطه كه بودم با اجازه شما داد مفصلي روي سر معاون فرهنگي وقت كشيدم ( شرح ماوقع مكتوم مي ماند  !! )

۹- دخترهاي دانشجو سحابي رو احاطه كردند تا آسيبي نبيند . ( بعدا كلي روي همين قضيه مسايلي پيش اومد كه تا مدتها باعث خنده محافلمون بود . در بندهاي بعدي مفصلي ميگم چي بود ) .

۱۰- يكي از دانشجويان ( كه بعدا كفن پوش همين ماجرا بود !) خودش رو به حالت غش زد و روي دست بچه ها از پله هاي سالن تا محوطه آورده شد . من كه متوجه شيطنتش شدم به عمد داد زدم كيف پولش نيفته . آقاي بيهوش شده يكدفعه چشمش رو باز كرد و دست كرد تو جيبش ببينه كيفش هست يا نه ؟ بعدش هم تو محوطه از دست حاملين بار افتاد توي جوي آب ...؟

۱۱- دعواها كه رو به اتمام بود رفتم خونه تيمي . ديدم خادمي مثل هميشه بالش در بغل ! (ببخش احمد جان )  خوابيده . بيدارش كردم و ماجرا را براش توضيح دادم كه منجر به انجام كار جالبي توسط احمد شد .

۱۲- ادامه اين ماجرا رو در قسمت بعدي ميگم .

۱۳ - تا اينجا هر كي مطلب يا خاطره اي  راجع به اين موضوع داره در قسمت نظرها ، ارائه كنه .

۱۴- محبت يكايكتون هنوز هم تو قلبم زنده و جاريه . خيلي دوستون دارم .  

ده خطبه تاریخ ساز رهبر فرزانه انقلاب

ده خطبه تاریخ ساز رهبر فرزانه انقلاب

هنوز 10 سال از انتصاب حضرت آیت الله خامنه ای به امامت جمعه تهران نگذشته بود که پس از عروج آسمانی بنیانگذار انقلاب اسلامی، به وصیت امام خمینی، مجلس خبرگان امام جمعه تهران را به رهبری انقلاب برگزید. امام جمعه تهران در دوران حیات امام، خطبه های تاریخ سازی را مانند خطبه 15 اسفند 1359 که در آن خشم انقلابی در برابر بنی صدر، جایش را به صبر به فرموده امام داده بود، خطبه غرا پس از عزل بنی صدر، خطبه روشنگرانه پس از پذیرش قطع نامه ایراد کرده بود.

در این نوشتار به هفت خطبه تاریخی و تاریخ ساز آیت الله خامنه ای در دوران رهبری ایشان می پردازیم:

برای دیدن متن کامل بر روی لینک ادامه متن کلیک کنید...

ادامه نوشته

اتوبوس که چپ نشده !

شریعتمداری: آقای هاشمی! آمار دولت احمدی‌نژاد دروغ است یا دولت شما؟

حسین شریعتمداری مدیر مسوول روزنامه کیهان با درج یادداشتی به سخنان اخیر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام واکنش نشان داد.

 

به گزارش رجانیوز، متن این یادداشت به شرح زیر است:

 می گویند؛ شخصی برای دوست دوچرخه سوارش که تازه فوت کرده بود، خرما خیرات می کرد. یکی از رهگذران به جای آن که مانند بقیه، یک خرما بردارد و فاتحه ای بخواند، پنجه در سینی انداخت و مشت خود را پر از خرما کرد. صاحب عزا که از فرصت طلبی او ناراحت شده بود، مچ او را گرفت و به ملامت گفت؛ چه خبرته آقا؟! اتوبوس که چپ نشده؟! یک دوچرخه سوار به جدول زده و فوت کرده!

متن کامل را در ادامه مطلب ببینید...

ادامه نوشته