حكايت بهلول
شخصي كه با بهلول سابقه دوستي داشت از او خواست الاغش را قرض بگيرد .
بهلول گفت :الاغم در خانه نيست . در اين هنگام صداي عرعر الاغ از طويله برخاست.
دوستش گفت : پس اين صداي چيست؟
بهلول گفت : توبا پنجاه سال سابقه دوستي حرف مرا باور نمي كني اما حرف الاغ را باور مي كني ؟
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 15:10 توسط رضا پیکری
|