کشورْ کوچک بینی...
کشور کوچک بینی
در نشست مدیران فرهنگی بسیج دانشجویی سراسر کشور در تابستان سال 1379 که توفیق حضور داشتم، یکی از سخنران های جلسه آقای مهندس بنیانیان بودند که در اون موقع ایشون سمت معاونت فرهنگی سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور رو بر عهده داشتند. سخنرانی ایشون در خصوص "مدیریت فرهنگی" بود (دقیقا عنوان سخنرانیش همین بود)؛ به آسیب ها و نکات بسیار خوبی در این خصوص اشاره کردند؛ یکی از نکاتی که ایشون به عنوان آسیب اشاره کردند در مورد فرار نخبه ها بود؛ می گفتند ببینید یک نفر درس می خونه، دانشگاه می ره، لیسانس، تحصیلات تکمیلی، دکترا و در نهایت از سیستم آموزشی کشور فارغ التحصیل می شه، به یک دید بخواهیم نگاه کنیم این یعنی چنین فردی نسبت به خیلی های دیگه، بیشتر از ثروت و امکانات دولت و کشور استفاده کرده، به همین خاطر باید خودش رو بیشتر از دیگرون وامدار این کشور بدونه، اما همین فرد اولین نفری هست که به جامعه اش پشت می کنه و ترک وطن می کنه؛ این بحث رو تا اینجا داشته باشید ...
نمی دونم تو اطراف خودتون چقدر با دقت نگاه کردید؟ منظورم محیط شغلی و اجتماعی هستش، من خودم تو محیط های شغلی خیلی مختلفی بودم و به دنبال اون محیط های اجتماعی خیلی مختلف، ولی یک چیز رو در همه اون ها مشترک دیدم و اون هم عبارت از این بوده که هر کسی رو دیدم که بیشتر بد و بیراه به نظام و کشور گفته و بیشتر پیشرفت های کشور رو ناچیز دونسته، از درآمد، رفاه و موقعیت شغلی آبرومندانه تر و بهتری هم برخوردار بوده؛ این بحث رو هم تا اینجا داشته باشید ...
تا حالا تو جمع های عمومی معمولی، دیدین کسایی رو که بیان با افتخار سرشون رو بالا بگیرن و به لحاظ پیشرفت های ملی که در این چند سال پیدا کردیم، توسعه یافتگی، تکنولوژی و ... بگن ایرانی هستیم؟؟؟ منظورم در مقام شعار و راهپیمایی نیست، من خودم خیلی کم دیدم، پیشرفت های خودمون رو لحاظ نمی کنیم، قبول نداریم، وقتی می گیم تو هسته ای پیشرفت کردیم، می گن نه، این جورها هم که می گن، نیست، بزرگنماییه، وقتی می گیم تو فن آوری نانو، سلول های بنیادی، عرصه پزشکی، عرصه نظامی و ... پیشرفت کردیم، همه این ها رو بزرگ نمایی می دونن، اگر هم بزرگنمایی ندونن در عوض ته قلبشون اعتقادی به اون ندارن (اکثرا هم تحصیل کرده هستن)...
نمی دونم چرا خودمون رو دست کم می گیریم، یه جور "کشور کوچک بینی" بزرگی در ما موج می زنه، شاید به همین خاطره که زودتر و راحت تر به مملکت مون پشت می کنیم، شاید به همین خاطره که علی رغم داشتن موقعیت خوب رفاهی اجتماعی، بیشتر کشورمون رو در نظر خودمون تحقیر می کنیم، فقط اون خارج نشین ها رو به عنوان ایرانی دلسوز قبول داریم، با فرهنگ می دونیم، ایران ایران گفتن اون ها رو بیشتر قبول داریم، بحث من سر این نیست که حالا اگه جنگ بشه از نظر وطن پرستی چند نفر می رن چند نفر نمی رن بجنگن، بحث من سر اینه که:
باور اون چه که بر ضد کشورمون هست برامون خیلی راحت تره
یادمه چندسال پیش (1377) پای صحبت یکی از یادگاران هشت سال دفاع مقدس نشسته بودیم تعریف می کرد که بیست سال پیش رییس جمهور پاکستان رفته تو مجلس کشورش و گفته که "اگه ملت پاکستان مجبور شدن از گرسنگی علف بخورن ما باید به سلاح هسته ای دست پیدا کنیم و الان اون ها دست پیدا کردن و..."، کاری ندارم سلاح هسته ای خوبه یا بد (که قطعا خوب نیست و شرع مقدس ما هم چنین اجازه ای رو نمی ده)، بحث من اینه که سلاح هسته ای خوب باشه یا بد، هرچی باشه یک تکنولوژیه، یک پیشرفته، فرض محال که دنبال سلاح هسته ای هم باشیم، دست هم پیدا کرده باشیم به آن، چرا نباید با افتخار سر خود را بالا بگیریم بگوییم ایرانی هستیم و دارای این تکنولوژی؟؟؟ چرا باید همصدا با غرب و ایرانیان غرب نشین، اون رو چماق کنیم تو سر خودمون؟؟؟ ما الان صلح آمیز اون رو چماق کردیم تا چه برسه به سلاحش
مطلبم طولانی شد، من خودم از این موضوع خیلی رنج می برم که چرا کشورمون رو با همه پیشرفت هاش دست کم می گیریم، چرا یک عده میان این جوری در مورد وطن خودشون صحبت می کنن، از دوستان خواهشمندم که در بحث مشارکت کنند تا ان شاءالله یه بحث پخته ای در بیاد ...
ادامه دارد ...