گردهمایی بچه های قدیمی (1380-1376 ) بسیج دانشگاه یاسوج – 5
![]()
گردهمایی بچه های قدیمی (۱۳۸۰-۱۳۷۶ ) بسیج دانشگاه یاسوج – ۵![]()
![]()
رسیدیم به صبح جمعه که من به خاطر کاری که پیش اومد به اهواز برگشتم
، از اینجا به بعد رو به روایت سیدعلی افتخاری می خونید:
من صبح جمعه حدودای ساعت 10 رفتم پیش دوستان و چون دیر شده بود و اتفاق خاصی هم نیفتاد، چیزی واسه گفتن ندارم
؛ اون جا مهرزاد، احمد، رضا اسماعیی و سیروس حضور داشتن، یه خورده به احوالپرسی گذشت و بعدش امین و بعد ترش فروغی به جمعمون اضافه شدن. تو همین حین و بین بود گفتن بریم حسینیه امام علی(ع)(مقر جدید هیات جوانان حسینی که به عنوان یک مجتمع بزرگ فرهنگی مذهبی در دست ساخته و برنامه های هیات اونجا برگزار میشه) که با دکتر هدایتخواه هماهنگ شده بود
.
از این جا به بعد روایت احمد خادمی :
از ایشان (دکتر هدایتخواه) خواستیم درباره جریان انحرافی صحبت کند. ایشان فرمودند که یکی از بچه های بسیج دانشگاه یاسوج که اهل تهران بودند - برات عباسی ورودی 75 - بعد از فراغت از تحصیل به من نامه نوشت که فردی در تهران جلسه دارد و مورد استقبال است اما به نظر مشکوک است و کسب تکلیف کردند. دکتر هدایتخواه نیز پس از بررسی جزوات فرد مورد نظر - یعقوبی - عباسی را از شرکت در جلسات نهی کردند و گفتند به شدت مشکوک است. یعقوبی که بعدها معلوم شد استاد اخلاق مشایی و دیگران است سر نخ جریان انحرافی است و بقیه داستان که کم و بیش از آن باخبرید.
در جلسه پیوند را دیدیم - فرماندار سی سخت
- و علی زرنگار که در معیت دکتر هدایتخواه بودند. بعد از جلسه هم راهی ترک دیار دوستان شدیم .
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خلاصه ببخشید که ما نبودیم عکس بگیریم و ضمیمه کنیم
، اما به هر حال دست دوستان درد نکنه
؛
همون طور که گفته بودم در این شماره از گزارش، عکس کوچولوهای جمعمون رو می ذارم
(البته همراه با باباهاشون) :
عکس اول رو با دوقلوهای آقای فروغی شروع می کنم

فاطمه
و نغمه
(دوقلوهای آقای فروغی)
نمی دونم ترتیب اسمشون رو درست نوشتم یا نه؟ ولی به سمت راستیه می آد که که فاطمه باشه به اون یکی هم نغمه بیشتر می آد![]()

محمدجواد 2 ساله
(پسر مهرزاد فرهادی)، مهرزاد یه دختر 8 ساله هم به اسم زهرا داره که البته عکسی ازش ندارم

احمد خادمی و دختر بزرگش که فکر کنم باید حدود 4 سالش باشه و اگه اشتباه نکنم اسمش هم فاطمه هست

اون دختر کوچولوهه که بغل سید نبی الله مرادیان هست، دختر احمد خادمی هستش (فکر کنم اسمش زهرا باشه) و این پسره هم سیدرضا مرادیان هست (پسر سید نبی الله)

نیایش سادات خانم، دختر رییس![]()
کلی ازش عکس گرفتم تا یکیش خوب درومد، از عکس گرفتن فراری بود، تا دوربین رو می دید روش رو بر می گردوند![]()

آقا امیررضا
پسر امین حیدری

آقا امیرعلی
پسر سیروس عطایی

آقا محمدجواد
(پسر مهندس مثنوی)
و اما رضا شکاری که به یاسوج و گردهمایی نیومد
، چند تا از عکس های خودش و پسرش رو برام فرستاد که در ادامه می بینیدشون

رضا شکاری آسوده و بی خیال، غافل از این که دوستانش او را به زودی لو خواهند داد![]()
![]()

رضا شکاری پس از لو رفتن![]()
نامبرده، در این عکس به سرعت مشغول جمع آوری آثار جرم می باشد، غافل از این که دوربین ها از او در حال فیلم برداری هستند![]()

رضا شکاری پس از فرار
، آخرین بار در جنگل های شمال رویت گردیده است![]()

آقا ابوالفضل 3 ساله
(پسر رضا شکاری)
ابوالفضل بابات کجاست؟
مگر تو یه خبری ازش بهمون بدی ![]()

آقا ابوالفضل (پسر رضا شکاری)
پایان قسمت پنجم
ادامه دارد ...
مطالب مرتبط:
* گردهمایی بچه های قدیمی(1380 - 1376) بسیج دانشگاه یاسوج - 1
* گردهمایی بچه های قدیمی(1380 - 1376) بسیج دانشگاه یاسوج - 2
* گردهمایی بچه های قدیمی(1380 - 1376) بسیج دانشگاه یاسوج - 3
* گردهمایی بچه های قدیمی(1380 - 1376) بسیج دانشگاه یاسوج - 4